«در اسلام اصطلاحی به عنوان دروغ مصلحت آمیز نداریم»: گفتگو

«واکاوی مفهوم مصلحت بر دروغ» در گفت‌وگوی شفقنا با دکتر سید حسن اسلامی اردکانی

 

پایگاه شفقنا با من گفتگویی درباب دروغ مصلحت آمیز داشت که با دو تیتر «در اسلام اصطلاحی به عنوان دروغ مصلحت آمیز نداریم / با تعبیر دروغ مصلحت آمیز تنها بی اعتمادی را رواج می دهیم» منتشر شده است.

این گفتگو در سایت های دیگری نیز قابل دسترس است، از جمله انتخاب و جماران.

یک دیدگاه 14 در “«در اسلام اصطلاحی به عنوان دروغ مصلحت آمیز نداریم»: گفتگو

  1. با سلام
    شهید مطهری عبارت جالبی درباره دروغ مصلحتی دارند : دروغ مصلحت آمیز یعنى دروغى که فلسفه خودش را از دست داده و فلسفه راستى را پیدا کرده است.

  2. با سلام و ادب
    با تشکر از مطالب ارزشمندی که طرح کردید. موضوع مصاحبه، مطلبی ریشه ای است که بدون ایجاد تنش می تواند راه حل بسیاری از مشکلات جامعه ما باشد.
    در بخشی در مورد توریه سخن گفتید(در مورد عمل منسوب به حضرت علی(ع) )، آیا در مورد تفاوت توریه و دروغ بحثی ارائه کرده اید؟ غیر از تفاوت صوری بین دروغ و توریه، بسیاری از اوقات عملا می شود به جای دروغ از توریه استفاده کرد. اگر توریه را مجاز بدانیم (که ظاهرا در بسیاری از موارد، در فقه مجاز می دانند) عملا همان مشکلات و توالی فاسده ی دروغ پدید می آید. آیا از نظر اخلاقی توریه قابل پذیرش است؟ به نظر می رسد ایراد اساسی که در مورد دروغ گفتن وجود دارد (فریب دیگران) در مورد توریه نیز صدق میکند.
    با تشکر

    1. با درود به شما
      متاسفانه به صورت مستقل نشده است که بحثی در این باره ارائه کنم و لابلای بحثهایم نکاتی گفته ام. انشا الله در فرصتی مناسب به ان خواهم پرداخت

  3. سلام استاد،
    مصاحبه را خواندم،خیلی استفاده کردم.آن دو مورد دیگر غیر از جنگ را نمیدانستم.اما در برخی نوشته های دیگر،به تقیه نیز اشاره شده است.فکر نمی‌کنم غیراخلاقی بودن دروغ،فقط به«گفتن» آن باشد.از بسط غیراخلاقی بودن دروغ،می‌توان به غیر اخلاقی بودن،«به دروغ عمل کردن» هم رسید.
    به موارد زیر توجه بفرمایید:
    ۱-به نظر تا جایی که من دیدم،برای مشروعیت تقیه به قرآن اشاره می‌کنند:
    لا یتخذ المؤمنون الکافرین اولیاء من دون المؤمنین و من یفعل ذالک فلیس من الله فی شیئ الا ان تتقوا منهم تقاهً و یحذّرکم الله نفسه و الی الله المصیر (آل عمران / ۲۸)
    من کفر بالله من بعد ایمانه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان (نحل /۱۰۶)

    ۲-پیچیدگی این جاست که صلح اما حسن(ع) و جنگ امام حسین(ع)،هر دو را مصلحت می‌شمارند،در حالی که اگرمبنا عمّار (که شأن آیات فوق را مربوط به او می‌دانند) باشد که بنابر ضرورت حفظ جان اقرار به کفر نمود،اما سمیّه که شهادت را ترجیح داد.
    ۳-جالب این است که تقیه بخشی از «اندیشه سیاسی» شیعیان در صدر اسلام نیز بوده است.زمانی که امکان ریاست امامان بر مدینه نبوده است.ملا احمد نراقی می نویسد:«تقیه جز در زمان پیامبر و اندکی در زمان اما حسن تا نزدیک این زمان در همه ی مناطق بلکه تا همین زمان در عمد ه مناطق اسلامی جز اندکی از ولایات عجم وجو دارد»(مستند الشیعه ج.۶،ص.۴۹(ص.۶۵) همچنین«تقیه نه دهم دین است و کسی که تقیه نداشته باشد،دین ندارد»(وسائل الشیعه باب ۲۵ از امر به معروف حدیث ۳).این تقیه،اتفاقا به شیعیان امکان بازیابی قوا را داد که بعد ها توانستند به مرور حاکمیت را به دست گیرند.
    با توجه به موارد فوق،اگر چه در اسلام حکم مستقیم درباره دروغ مصلحت آمیز نداریم،اما به نظر می آید،اگر بپذیریم،دروغ تنها به «گفتن» نیست،و با توجه به مواردی که تقیه در آن اتفاق افتاده است،حکم دروغ مصلحت آمیز وجود دارد.مبنای مشروعیت تقیه نمی تواند فقط جنگ باشد،(که شما دروغ را درآن مجاز شمردید) که سمیّه،عمّار و امامان حسن و حسین،همه در موقعیت جنگ بودند.البته همه این اتفاق ها قبل از سعدی افتاده است.

    از ملاحظه‌ای که می‌فرمایید،ممنونم.
    سلامت و شاد باشید.

    1. جناب مرادی با سلام،
      از نکته های شما ممنونم. خوب جای بحث زیاد است. اما تقیه با دروغگویی فرق میکند. ممکن است کسی از سر تقیه و ترس جان دورغ بگوید. اما دورغگویی عرصه گسترده تری است. مثلا سیاستمدارانی که برای کسب قدرت و شکست رقیب انتخاباتی خود وعده های دروغ میدهند و بدین وسیله به قدرت میرسند، در واقع تقیه نکرده اند. بلکه اشکارا دروغ گفتهاند و البته از نظر خودشان دورغی مصلحت امیز است. دروغ شامل توسل به عمل هم میشود و هم عمل دروغین هم داریم. در کتاب دورغ مصلحت امیز این مسائل به تفصیل اورده ام و در انجا هشت مصداق دروغ مصلحت امیز را به بحث گذاشته ام نه سه تا را. اما این جا مجال طرح بحث بیشتر نیست. شادکام باشید

      1. سلام مجدد استاد،
        بله حق با شماست،جای بحث و موشکافی دارد.
        در مورد برخی اعمالی که از سیاستمداران سر میزند و به عنوان نمونه دروغ می گویند،کاملا با شما موافقم و غیر اخلاقیست.از نظر من،این دروغ های سیاسی،بیشتر از آن که نشانه شخصیت غیراخلاقی آنان باشد،نشانه ناتوانی در علم و عمل سیاسی ست.سیاست اگر «سیاست» باشد،نیاز چندانی به دروغ ندارد.به واقع امکان دروغ برای آن ها تقریبا غیرممکن است،چون در یک جامعه پیشرفته سیاسی،ترس از افشاگری رسانه ها،هزینه دروغ را برای سیاستمداران بالا میبرد.رسانه در یک جامعه سیاسی مدرن،صدای وجدان اخلاقی جامعه است.
        ممنون که پاسخ دادید،
        مشتاق دیدار

    1. درود به شما،
      همان طور که پیروان دیگر کتابهای مقدس، به همه آموزه های ان عمل نمیکنند. اصولا همواره میان باورها و رفتارهای ما انسانها یک شکاف اساسی است و پر کردن ان نیازمند ممارست اخلاقی است. خود قران بارها پیروانش را از علم بی عمل نهی کرده و گفته است:‌چرا بدانچه خود میگویید،‌عمل نمیکنید. پایدار باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *