شنا ممنوع!

شنا ممنوع! (زاینده رود، تیر ماه ۱۳۹۳) – سید حسن اسلامی

یادش به خیر. گویا زمانی می‌شد در تابستان در این رودخانه یواشکی شنا کرد و دو لذت برد. یکی لذت آب تنی، و دیگری لذت قانون شکنی! اما دریغ که دیگر خبری از این لذت‌ها نیست. کاش شهرداری این تابلو را می‌کند تا دیگر کسی حسرت گذشته را نخورد. شاید هم بودنش بد نباشد و یادمان بیاورد که زمانی در این رودخانه آن قدر آب بود که می‌شد شنا کرد و آن قدر این شنا کردن رواج داشت که شهرداری مجبور می‌شد با زدن تابلوهایی از این دست، ممنوعش کند. اصولاً نعمت را تا از دست ندهیم قدرش را نمی‌دانیم.
این عکس را پنجشنبه ۱۳ تیرماه جاری از زاینده رود گرفته‌ام.

 

یک دیدگاه 7 در “شنا ممنوع!

    1. برخی قانون شکنی ها لذت معصومانه دارد و برخی نه. مقصودم نوع اول بود.
      جاهای بهتری برای گل کوچک وجود دارد. لذا کسی از این مکان مناسب استفاده ای نمیکند

  1. به نام خدا(خدای خالی!)!
    سلام استاد!
    دلم برایتان تنگ گشته! به اندازه ی تنگیه تنگ های دایروی که در ان یک ماهی بیشتر زندگی نمی کند(البته نه به اختیار خویش!)! چقدر حال و روزم بسان ماهی تنهای همان تنگ می ماند…!
    استاد! شبکه ی باورهایم آشفته و پریشان است! اعتقادات دینی ام، تحقیقا، و تا این لحظه که به نوشتن این متن دست یازیده ام، به شدت متزلزل گشته است! گروهی از دوستان غیر مذهبی ام مرا ستایش می کنند و گروه دوستان مقابل دوستان دسته ی اولم، نکوهش!!
    نمی دانم مسرور باشم یا که مغموم!
    آه! میان آتش و آبیم، تا خدا چه کند!

    1. آقای حسین علی اکبر

      فکر کنم خواندن بخش
      Freiheit des Selbstbewußtseins;Stoizismus, Skeptizismus und das unglückliche Bewußtsein
      «وجدان نگونبخت» کتاب پدیدارشناسی روح مفید باشد.هرچند کتاب دیر فهمی ست.ترجمه فارسی به درد بخوری که ندارد.آلمانی بخونی که خیلی خوبه.در غیر این صورت ترجمه انگلیسیTerry Pinkard خوب است.

  2. سلام استاد
    خوشبختانه من دو مرتبه اصفهان رفتم و هر دو بار هم آب خروشانی در زاینده رود جاری بود،زیر پل هم با دوستان یادم نمی آد چی میخوردیم،فالوده ؟ چایی …من همیشه فکر میکنم خوش به حال کسانی که در شهرشان رودی جاری ست،خیلی به زیبایی و آرامش شهر کمک می کند،احتمال در مورد ایران،به آمار ازدواج هم کمک میکرد!اما انگار همان انگشت شمار شهرهایی هم که در ایران رود دارند،رو به نابودی کامل هستند.همیشه فکر میکردم جایی غیر از تهران بخواهم زندگی کنم(به غیر از پراگ و بوداپست و پاریس و …)احتمالا اصفهان خواهد بود.اما الان مطمئنم تهران را با تمام بدی هایش به زاینده رود ترجیح میدهم.چون همان طور که رودخانه باعث زیبایی و آرامش و ازدواج میشه!رودخانه خشک میتونه باعث زشتی، تشویش و طلاق بشه!من هم اصلا روحیه این چیزها را در این ایام پیری ندارم!
    در مورد قانون شکنی باید عرض کنم که این که هرکسی هر چیزی را روی تابلو بنویسد که نمی شود قانون!لو شهرداری باشد.برای همین «قانون»شکنی لذت دارد.
    نفهمیدم چرا زنده رود،مرده رود شد؟ارومیه را هم نفهمیدم! احتمالا بعدی ها را هم نخواهم فهمید…!البته احتمالا از کودنی من است،چون اصلا نمیتونم بفهمم چطور میشه مردم یا مسؤلین(کدامشون را هم نمیدنم!) یک کشور به این راحتی تن به پذیرش این خشکی ها میدهند.آنقدر ذهنمون مشغول مسائل دیگری ست که فراموش میکنیم که بخش بزرگی از ایران به زودی غیر قابل حیات خواهد بود(نظر من است).
    یک عده آدم بیکار و خوشحال و ره از عالم صورت به معنی نبرده می گویند،جنگ جهانی آینده،جنگ آب است،خوب بگویند!بیکارند دیگر…!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *