عشق وامق یا مصیبت آبلار: معضل تغییر نام‌های خاص در ترجمه

کتاب معرفت‌شناسی خانم لیندا زاگزبسکی با ترجمه خوب آقای کاوه بهبهانی به دستم رسید و بخش‌هایی از آن را خواندم. در پی آن علاقه‌مند شدم تا به دیگر ترجمه‌های وی نگاهی بکنم و دیدم که الحق کارش خوب و ستودنی است. مدتها بود کمتر ترجمه خوبی از نسل جوان دیده بودم. به هر حال این سه ترجمه را مروری کردم و در مجموع خواندنی یافتمشان.

اما نکته‌ای که در ترجمه کتاب معرفت‌شناسی نظرم را گرفت و مرا به نوشتن این یادداشت بر انگیخت، آن بود که در جایی از این کتاب زاگزبسکی، نوشته بود:

«آیا عشق وامق به عذرا عشقی کلی و جهان‌گستر است یا موردی است خاص و جزیی از آنچه با نام عشق در این دنیا وجود دارد (به قول معروف مجازی است)؟» (۱)

خوب تا جایی که می‌دانیم بعید است نویسنده با داستان وامق و عذرای ما، هرچند که ریشه یونانی دارد، آشنا باشد. به متن انگلیسی مراجعه کردم و دیدم زاگزبسکی این گونه نوشته است:

Is Abelard’s love of Heloise an exemplification of the universal Love, or a particular bit of the property Love (a so-called trope)? (2)a

متن بالا را بهتر است این گونه ترجمه کرد:

«آیا عشق آبلار به هلوئیز مصداقی از عشق عام است یا نمونه‌ای جزیی از عشق مالکانه (به اصطلاح مجازی) است؟»

درباره درستی یا نادرستی تغییر نام‌های خاص، در فرصتی دیگر به تفصیل بحث خواهم کرد. اما حتی اگر این کار را در جاهایی مجاز بدانیم، در جایی که این نام‌ها بار فرهنگی خاصی داشته باشند، به نظر نمی‌رسد که تغییر آن‌ها درست باشد. برای مثال، تغییر نام جان اسمیث در فارسی به ساسان اشکانی ممکن است بی‌اشکال باشد، اما تغییر نام آبلار به وامق چنین نیست، به پنج دلیل.

یکم، انتخاب مثال‌هایی از این دست در واقع بیانگر نگرش فرهنگی نویسنده است و منِ خواننده علاقه‌مندم بدانم کسی مانند زاگزبسکی و اصولاً در فرهنگ کسانی مانند او چه کسانی مظهر عشق به شمار می‌روند.

دوم، وامق شخصیتی افسانه‌ای است (۳)، حال آن که پی‌یر آبلار شخصیتی واقعی و تاریخی است و تاریخ زندگی و مرگش نسبتاً معلوم است (۱۰۷۹-۱۱۴۲م).

سوم، از قضا آبلار فیلسوف و منطق‌دان بزرگی است که در فرانسه می‌زیست و نظریات رادیکال و تندی داشت و بر ضد وجود واقعی کلیات، که از مهم‌ترین مباحث چالشی قرون میانه به شمار می‌رفت، می‌جنگید و از نومنالیسم یا نام‌گرایی و اصالت تسمیه دفاع می‌کرد. (۴)

چهارم، بر خلاف پایان خوش‌فرجام داستان وامق و عذرا، عشق آبلار پایانی مصیبت‌بار داشت. (۵)

پنجم و سرانجام آن که به دلیل شخصیت جنجالی و بلندپرواز آبلار و نحوه سلوک وی در قبال معشوقش و فرستادن او به دیر، این ماجرا بهترین نمونه‌ای است که زاگزبسکی برگزیده است تا این سؤال را پیش کشد که آیا عشق وی به هلوئیز عشقی والا بود یا عشقی مالکانه و مجازی.

لذا به نظر می‌رسد زاگزبسکی به خوبی مثالی واقعی و معروف را برگزیده است تا ایده خود را منتقل کند. حال آن که همه این ظرافت‌ها و دقت‌ها با تغییر نام عاشقی واقعی یعنی آبلار به عاشقی افسانه‌ای یا وامق از دست رفته است و چه خوب بود که همچنان نام اصلی محفوظ می‌ماند.

*****

(۱). معرفت‌شناسی، لیندا زاگزبسکی، ترجمه کاوه بهبهانی، تهران، نی، ۱۳۹۲، ص۵۲-۵۳٫

(۲). On Epistemology, Linda Zagzebski, Wadsworth, Belmont, AC, USA, 2009, p. 26.

(۳) اتین ژیلسون در کتاب نقد تفکر فلسفی غرب، ترجمه احمد احمدی، بحث خوبی درباره آرای منطقی آبلار دارد.

(۴) برای آشنایی بیشتر با خاستگاه و روایت‌های گوناگون داستان وامق و عذرا، نک: مقایسه هفت روایت وامق و عذرا، حسن ذو الفقاری، نشریه ادب و زبان فارسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، شماره ۲۶، زمستان  ۱۳۸۸٫

(۵) برای آشنایی با زندگی دردبار این عاشق تاریخی در زبان فارسی، نک: پژوهشی در عشقنامه هلوئیز و آبلار، جلال ستاری، تهران، نشر مرکز، ۱۳۷۹٫

(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.com/?p=281)

یک دیدگاه 2 در “عشق وامق یا مصیبت آبلار: معضل تغییر نام‌های خاص در ترجمه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *