پرسش خوب «کاپیتان فیلیپس»

فیلم خوش‌ساخت و نفس‌گیر کاپیتان فیلیپس را از زاویه‌های مختلفی می‌توان دید و تحلیل کرد. در این جا فقط به یک نکته اخلاقی در آن اشاره می‌کنم. دزدان دریایی سومالیایی ناخدای یک کشتی بازرگانی به نام کاپیتان فیلیپس را به گروگان می‌گیرند و خواستار ده میلیون دلار برای آزادی وی می‌شوند. تقریباً می‌توان حدس زد پایان فیلم چگونه است و در لحظات آخر چه سان این دزدان مفلوک کشته و سردسته آن‌ها که آرزوی رفتن به آمریکا و خرج کردن دلارهای دریافتی را داشت، به آمریکا می‌رود، اما برای اقامت در زندان.
یکی از دیالوگ‌های بسیار زیبای این فیلم فراموش ناشدنی است. فیلیپس، کامل مرد آمریکایی ایرلندی‌تبار با بازی پخته تام هنکس، از هر فرصتی برای تضعیف روحیه دزدان به‌خصوص سردسته آن‌ها، یعنی موسی، استفاده می‌کند و به مناسبت و بی‌مناسبت اعصاب آن‌ها را خرد می‌کند. در قسمت‌های پایانی فیلم ظاهراً حوادث به سود گروگان‌گیران پیش می‌رود و موسی با دمش گردو می‌شکند. او که فعلاً شادمان است به فیلیپس دلداری می‌دهد که به زودی این گروگان‌گیری تمام خواهد شد و موسی به دلارهای آمریکایی و ناخدا به خانواده‌اش خواهند رسید. آنگاه در اوج شادی به آخرین گروگان‌گیری خود اشاره می‌کند و می‌گوید:
سال گذشته یک کشتی یونانی را گروگان گرفتم و شش میلیون دلار گیرم آمد.
فیلیپس با تعجب می‌پرسد: شش میلیون دلار! پس این جا چه کار می‌کنی؟
موسی کمی مکث می‌کند، پکر می‌شود و پاسخ می‌دهد: خفه شو، ایرلندی! خیلی حرف می‌زنی!

بدین ترتیب، عیش موسی منغص می‌شود و او در خود فرو می‌رود. راستی، کسی که سال گذشته شش میلیون دلار کاسبی کرده است، حتی اگر قبل از افزایش قیمت دلار بوده باشد، چرا باید امسال دوباره با جان خودش بازی کند و تن به بازیی بدهد که تقریباً فرجامش را می‌توان حدس زد؟

(لینک کوتاه این مطلب: http://hassaneslami.com/?p=218)

یک دیدگاه 16 در “پرسش خوب «کاپیتان فیلیپس»

  1. هرچند بنده فیلم را ندیده ام و صلاحیت اظهار نظر ندارم اما با توجه به توضیحات شما شاید بتوان گفت چون موسی طمع کار است و مهم تر از آن عاقبت اندیش نیست (البته اگر ادعایش حقیقت داشته باشد) در غیر این صورت او از یک آرزوی برآورده نشده حرف می زند و فیلیپس با پرسش خود به او یادآوری می کند که از عالم توهم بیرون بیاید.
    اما به فیلیپس چه مربوط که موسی آنجا چه کار می کند!

    1. فکر میکنم فیلیپس چون زندانی او است، حق دارد بپرسد تو که میگویی سال گذشته ۶ میلیون دلار به چنگ اورده ای، حال این جا چرا مرا دوباره گروگان گرفته ای؟ وانگهی موسی حتی طمعکار نیست. چون ظاهرا هیچ ندارد و زندگی نکبت باری را از سر میگذراند

  2. چون موسی دزد دریایی است و این حرفه اوست. قرار نیست با یک بار دزدی برای همیشه با حرفه اش خداحافظی کند.(با فرض صحت ادعای او)
    آنچه بیشتر برای من تامل برانگیز است پرسش فیلیپس نیست،پاسخ موسی است.
    اما تا فیلم را نبینم برداشت بنده بی اعتبار خواهد بود.

    1. درست است. اتفاقا نکته فیلم همین است. اگر موسی واقعا از ان پول استفاده کرده باشد و اینک در پی گسترش مثلا درامد خویش است، نباید از سوال فیلیپس ناراحت شود. اما او شوکه میشود و به جای انکه مثل شما از خودش دفاع کند، به خفه شو! بسنده میکند. این نشان میدهد که یک جای کارش میلنگد و خودش متوجه است. اما قادر به اعتراف به ان نیست

  3. با سلام به استاد عزیزم
    اگر چه فیلم کاپیتان فیلیپس از یک داستان کاملا واقعی نشأت گرفته است اما آنچه که این فیلم را جذاب و دیدنی می کند نه صرفا تلاش دزدان دریایی است و نه قدرت نمایی نیروی دریایی آمریکا، چه آنکه در هر دو مورد بارها شاهد فیلم هایی از این قبیل بوده و خواهیم بود. جذابیت این فیلم بیش از آنکه حتی از تعلیق داستانی نشأت بگیرد از این سود می برد که ما را در فضایی قرار می دهد که به راحتی نسبت به این دزدان دریایی قضاوت نکنیم. اتفاقا در بخشی از این فیلم وقتی موسی( با بازی بختار عبدی که برای این فیلم کاندید اسکار نیز شد) به گروگان گیری های قبلی خود اشاره می کند، می گوید که همه این پول ها متعلق به او نبوده و به نحوی به فیلیپس یادآور می شود که او هم رئیس هایی را دارد که مجبور است به آنها پول دهد. ظرافت فیلم هم ناشی از همین رویکرد است، یعنی قرار دادن ما در موقعیتی که به راحتی نتوانیم حق را صرفا به آن کاپیتان امریکایی دهیم. باید دانست که شرایط کسانی مانند موسی و همدستانش نیز که سعی می کنند از گذر مشکلات لاینحلی که در کشورشان وجود دارد به لقمه نانی برسند، اقتضا می کند که از اندک فرصتی که برایشان به وجود می آید نهایت بهره را ببرند. اشاره مستقیمی که در فیلم به موضوع قدرت نمایی نیروی دریایی آمریکا و تا جایی درماندگی آنها در مقابله با نیروهای دسته چهارمی دنیا که با کمترین سلاح به جنگ آنها می روند می کند این است که نشان دهد، حضور این کشور در مناطق مختلف دنیا که با وعده هایی مانند همان قول هایی که به گروگان گیرها نیز می دهد همراه است، نه تنها به درد مردمان این کشورها نخورده است و درماندگی آنها و طبیعتا اثر متقابل آنها بر روی شهروندان آمریکایی را (که این بار به گروگان گیری منجر می شود و در موارد دیگر به رویکردهای تروریستی) خنثی نکرده است، بلکه بر روی خود مردم آمریکا نیز تأثیرات سوء و غیر قابل جبرانی گذاشته است. چه آنکه نه موسی و یارانش با ایدئولوژی خاصی به دنبال آمریکایی ها می روند ( آنچنان که القاعده و گروه طالبان که اکثر آنها نیز افراد ثروتمندی هستند) و نه حتی این گروه ها قصد بر هم زدن نظم و آرامش دنیای آمریکایی را دارند، بلکه آنها تنها از عدم توازن قدرت و ثروت و در نتیجه فقری که در کشوری مانند سومالی که از قضا دارای گروه های بنیاد گرا نیز هم هست رنج می برند. در آنسوی کشور سومالی گروهی مانند الشباب عملا با تفکر « جهان آمریکایی» می جنگد و نتیجتا فقر حاصل از آن در این سوی همان کشور، گردن کشورهای غربی را در دریاها می گیرد. تلاقی این دو موضوع ما را به همان نکته ای می رساند که « پیتر سینگر » در کتاب « یک جهان » به آن اشاره می کند، یعنی عدم تعادل و توازن منابع مالی در دنیا و کمبود کمک های داوطلبانه به کشورهای فقیری مانند سومالی که موجبات خطر برای خود کشورهایی مانند امریکا می گردد.
    در مجموع این فیلم، تصویر درماندگی انسان هایی است که اگر چه ممکن است با گذشته های متفاوت و حتی متضاد گرد هم آمده باشند اما در یک نقطه شریک هستند و آنهم زجر و درد انسان پوست و گوشت و استخوان داری است که به ناگزیر سرنوشت هایشان به هم گره می خورد.
    به خاطر اطاله کلام عذر می خواهم.

    1. از نظر تفصیلی شما جناب طراوت سپاسگزارم. اصولا این فیلم پرگفتگو است و هر گفتگوی ان خود زمینه بحث خوبی است. از قضا انجا که موسی میگوید که من هم رئیسانی دارم و نتیجه میگیرد که من اختیار و گزینه دیگری ندارم، فیلیپس به درستی پاسخ میدهد که همه ما گزینه هایی داریم.
      شادکام باشید

  4. با عرض سلام و تبریک سایت جدید؛
    من فکر میکنم ادعای موسی مبنی بر کسب ۶ ملیون اصلا صحت نداشته!
    استاد گرامی من متوجه نکته اخلاقی این مطلب نشدم!

    1. سپاسگزارم. شما فرض کنید که موسی راست گفته است. خوب نکته اخلاقی که ذهنم را درگیر کرده است که این نوع تلاش در جهت کسب درامد و میانبر زدن، نه تنها غیر اخلاقی است که برای کسانی مثل موسی ناکارآمد هم هست. این مطلب توضیحی دارد که شاید در آینده به آن بپردازم

  5. با سلام
    نکته ای که در اینجا وجود دارد این است که آیا نفس پرسش فیلیپس اخلاقی است و لو اینکه فیلیپس چنین قصدی را اراده نکرده باشد ، یا اینکه نکته اخلاقی را باید از برآیند فیلم استنباط کرد ؟ چو آنکه می بینیم موسی نکته ای را ملتفت خویش می کند که در دایره اخلاقی نمی گنجد ( خطر جانی ).
    —————————–
    در ضمن مصاحبه شما با سایت شفقتنا -با موضوع : ” در اسلام اصطلاحی به عنوان «دروغ مصلحت‌آمیز» وجود ندارد” را که در سایت های دیگر هم انعکاس پیدا کرد مطالعه کردم که بسی مستفیض گشتم و همی بهره مند . ( البته این تمجید من نباید به حساب همان موضع نوشته شود ! نه دورغی هست و نه مصلحتی !)

  6. با سلام و ادب خدمت استاد گرامی
    از اینکه تخصص و دانش خود را بر خلاف برخی اساتید ، در امور روزمره زندگی همچون فیلم دیدن، هم همراه میکنید، خیلی لذت بردم.
    ان شا الله این روند تحلیلی حضرت عالی ادامه داشته باشد.
    با تشکر

  7. دکتر اسلامی و طراوت عزیز
    سلام،
    از نظر من که پاسخ مشخص است،آن ۶ میلیون دلار کاملاً برای موسی نبود،او برای القاعده کار می‌کرد و این را فیلیپس هنگامی که گفت “تو یک ماهیگیر ساده نیستی” فهمیده بود.موسی هم فقط برای پول کار نمیکرد!هدف مرتبه‌ای بالاتر دارد:آسیب رساندن به تمدن غربی که نوک پیکان آن امریکاست.این ده میلیون دلار هم متعلق به موسی نمی‌توانست باشد و اساساً پول مهم نبود،هدف رساندن فیلیپس به سومالی بود.برای همین نیروهای ویژه دستور داشتند نگذارند فیلیپس زنده به سومالی برسد،چرا ؟ جواب را چندی پیش الظواهری رهبر القاعده داد.هنگامی که در مصاحبه‌ای ازش پرسیدند برای زندانیان القاعده چه باید کرد،پاسخ داد که شما هم تا می‌توانید از غربی‌ها آدم ربایی کنید تا بعداً معاوضه کنیم.اگر آقای دکتر از طرح این سؤال منظورشان این بود که چرا موسی به سایر گزینه ها فکر نمیکرد،باید بگویم که توقع زیادی از موسی داشته‌اید.او هرگز بهشتی که توسط ایدئولوژی القاعده بهش وعده داده شده است را با موعظه‌های اخلاقی عوض نمی‌کند.تنها یک چیز می‌تواند ارزش از دست دادن جان و لذت دنیوی را داشته باشد و آن،جهان باقی وعده داده شده است.این مبنای انگیزه‌ی روانی کسانی ست که به خود بمب می بندند.
    اما طراوت :
    زیبایی این فیلم نه به «تعلیق داستانی»!! است و نه به قدرت نمایی نیروی دریایی امریکا،که به نظر من اصلاً یک فیلم مهم و خاص نیست.یک فیلم معمولی هالیوودی که به خوبی از پس این داستان‌ها بر می‌آیند.
    اما به نکاتی اشاره کردی که باید توضیحاتی بدهم :
    برخلاف نظر خطرناک تو،قضاوت درباره موجوداتی مانند موسی اصلا کار سختی نیست!این که امثال تو همه چیز را از دریچه کبود و مات اخلاق می‌بینند منجر به اظهار نظراتی می‌شود که بسیار عواقب خطرناکی دارد.موضوع این است که تو عواقب نظرت را دنبال نمی‌کنی.دانشی به نام حقوق وجود دارد و بدیهی ترین اصل آن این است که تو حق نداری به داریی دیگران دست درازی کنی!در اسلام کار موسی محاربه است و حکم آن اعدام!فیلیپس و آن کشتی(که حامل مواد غذایی بود،واحتمالا اگر مسئله امثال موسی گرسنگی باشد،بیشتر باید به کارشان آید تا ده میلیون دلار!) و مردم امریکا مسئول بدبختی موسی نیستند که تو به خودت اجازه میدی نگرانی‌های اخلاقی درباره موسی داشته باشی.محض اطلاع باید بهت بگم همین الان که تو در خانه‌ی گرم و نرمت در کنار خانواده مشغول بذل و بخش تفکرات اخلاقی‌ات هستی،یکی از هموطنان بینوایت در چنگ همین موسی‌ها هستند و درخواست ۲۵۰هزار دلار کرده‌اند و بیش از دو سال است که در زیر شکنجه دزدان دریایی سومالیایی ست. بگذار نظرت را کمی تعمیم بدهم:ایران و مردمانش و آن مادر بینوا مسئول بدبختی موسی‌ها هستند و ما نباید درباره موسی به راحتی قضاوت اخلاقی کنیم!

    و اما سایر نکاتی که همچنان بی‌ملاحظه گفتی :
    -اساساً چطور به سومالی و سایر سرزمین‌های آفریقایی می‌توان «کشور» گفت!کشور یک مفهوم مدرن است و به هر مرز جغرافیایی نمی‌توان اطلاق کرد.شرط لازم آن مفهوم«ملّت-دولت» مدرن است که بعید می‌دونم موسی و امثال او بویی از آن برده باشند.باور کن بین موسی و آن شهروند محترم سوئدی تفاوت وجود دارد و این دو هرگز باهم نمی‌توانند انسان باشند و برابر.
    -درماندگی نیروی دریایی آمریکا !! اینکه در فیلم می‌بینی آن‌ها ملاحضاتی به خرج می‌دهند،عادت هالیوود است که امثال تو را به دام بیندازند!هریک از ده ناو نیروی دریایی امریکا توان نظامی برار با ۱۵۰ کشور را دارد.لطفاً وارد این موضوع‌ها نشو،چون مباحثی بسیار جدی هستند.محض اطلاع باید بهت بگم همین نیروی دریایی امریکا دو سال پیش چندنفر از ماهیگیران هموطنت را از دست همین دزدان نجات دادند!
    -جمله با مزه‌ای نوشتی :«چه آنکه نه موسی و یارانش با ایدئولوژی خاصی به دنبال آمریکایی ها می روند ( آنچنان که القاعده و گروه طالبان که اکثر آنها نیز افراد ثروتمندی هستند) و نه حتی این گروه ها قصد بر هم زدن نظم و آرامش دنیای آمریکایی را دارند، بلکه آنها تنها از عدم توازن قدرت و ثروت و در نتیجه فقری که در کشوری مانند سومالی که از قضا دارای گروه های بنیاد گرا نیز هم هست رنج می برند. در آنسوی کشور سومالی گروهی مانند الشباب عملا با تفکر « جهان آمریکایی» می جنگد و نتیجتا فقر حاصل از آن در این سوی همان کشور، گردن کشورهای غربی را در دریاها می گیرد» کذا فی الاصل!
    اگر موسی و همفکرانش ایدوئولوژی خاصی ندارند،پس چه کسانی ایدوئولوژی دارند؟! یا اساساً تو به چه تعریفی از ایدئولوژی داری؟اگر القاعده ایدئولوژی نیست،پس چه چیزی ایدئولوژی ست؟!آشفتگی این جملات خود را در این جا نشان میدهند که نوشتی« در کشوری مانند سومالی که از قضا دارای گروه های بنیاد گرا نیز هم هست».پس بنیادگرایی چیست؟ اگر ایدئولوژی نیست حتماً یک سنت فکری تاریخ‌دار با چندین فیلسوف معتبر است!!کم دانشی تو در این حوزه‌ها دلیل بیان چنین نظراتی است.همان گروه الشباب هم از شاخه‌های القاعده است.آشفتگی نظرات تو در این جاست که الشباب با تفکر«جهان امریکایی» می‌جنگد و موسی و رئیس‌هایش قصد برهم‌زدن نظم و آرامش دنیای آمریکایی را ندار!د.همین الشباب بود که سال پیش به یک پالایشگاه در جنوب الجزایر حمله کردند و ده‌ها نفر از کارکنان آن را کشتند.یا همین چند روز پیش گروه بوکو حرام در نیجریه بیش از صد کودکِ دخترِ مدرسه‌ای را ربودند و الان که تو نگران این هستی که مبادا ملاحظاتِاخلاقی لازم درباره موسی در نظر گرفته نشود، به دخترها تجاوز می‌شود.احتمالاً اگر درباره‌ی این موضوع هم فیلم بسازند و چندتا دیالوگ دلسوزانه در دهان متجاوزین بگذارند،با کمک کتاب سینگر،ما مجاز به قضاوتِ اخلاقی آسان درباره‌ی آن‌ها نبودیم!
    -اما چرا فکر میکنی که امریکا مقصر بدبختی سومالیایی هاست؟!البته نتیجه منطقی حرف تو این است که ایران هم باید مقصر باشد ،چون یکی از شهروندانش الان در اسارت آن‌ها به سر می‌برد!اگر امریکا نخواهد کمک داوطلبانه کند،باید شهروندانش به اسارت بروند!همان‌طور که با کمال تعجب در یک مورد خودت به درستی گفتی،بسیاری از رهبران القاعده ثروتمند هم هستند و از کشورهای ثروتمندی کمک هم می‌گیرند،چرا آن‌ها کمک نمی‌کنند!جواب خیلی ساده است : ایدئولوژی !هدف امریکا و فرهنگ و تمدن غرب است.
    -در مجموع این فیلم اصلاً درباره درماندگی و … نیست.چند تهیّه کننده دست روی یک موضوعی گذاشته‌اند که کارشناسان مالی‌شان گفته‌اند احتمال فروش آن بسیار است.از آن جا که در امریکا سینما جنبه صنعت هم دارد و هنرمندان خوبی در این حوزه هم دارند،فیلم کمی خوش ساخت است.همین!!اما این‌که تو چنین نتایج خطرناکی از این فیلم گرفتی،توصیه دوستانه من این است که تجدید نظری در سویه‌های فکری‌ات انجام بدهی.در حوزه اخلاق شاید بتوان هر حرفی را زد،اما در حوزه حقوق،هر حرفی را زدن می‌تواند منجر به ضایع شدن حق و جان فرد و در مورد تو یک تمدن و فرهنگ شود.
    در پایان:
    -اگر بخوام به خودم فشار بیارم و از فیلم نکته‌ای بیرون بکشم این است که این فیلم بیان این موضوع است که پشت هر شهروند ایالات متحده یک ارتش ایستاده است.قرینه برای تأیید حرفم این است که چند سال پیش چند شهروند امریکایی و اروپایی در غرب آفریقا توسط همین کسانی که نسبت به آن‌ها نگرانی اخلاقی داری،ربوده شده بودند،«تفنگداران ویژه نیروی دریایی» که از اوباما دستور مستقیم می‌گیرند، به آن‌ها حمله کردند و همه‌ی گروگان‌ها آزاد و همه‌ی ربایندگان کشته شدند.تقریباً عملیاتی شبیه همین فیلم کاپیتان فیلیپس.هرچه فکر می‌کنم نمی‌تونم با اطلاقِ «درماندگی» به نیروی دریایی امریکا کنار بیام!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *