گنهی باید کرد!

عده‌ای که اهتمامی به پاکیزه نگهداشتن محیط زیست خود را ندارند، گاهی اعتقاد باژگونی پیدا می‌کنند و بر آن می‌شوند که باید حتماً محیط زیست را آلوده کرد و بدین ترتیب، در فرآیند گسترش بحران محیط زیست، «مشارکت» داشت. حالا نوعش بماند. از قدیم گفته‌اند:
طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد
کوه اگر هست تمیز، تبه‌اش باید کرد!
تصور کنید کسی صبح آخر هفته رختخوابش را ترک کند و «مسئولانه» برود بالای قله‌ای و بعد از رسیدن و اتراق کردن، صبحانه‌ای نوش جان کند. سپس همه زباله‌های تولید شده خودش را آن جا رها کند و برگردد. این اتفاقی است که گاهی بالای قله‌ها رخ می‌دهد و بعد از آن که با تلاش و خستگی به قله‌ای می‌رسیم، با دیدن صحنه‌های چندش‌آوری از این دست که در این عکسها است، خستگی مان دو برابر می‌شود.

گنهی باید کرد!

آیا کس دیگری جز ما وظیفه دارد که این زباله‌ها را جمع کند؟ آیا تمیز کردن بالای قله هم به عهده شهرداری و رفتگران منطقه است؟ یا وظیفه دولت است؟ یا به دلیل معضل بیکاری اصولاً طرح این مسائل و دغدغه‌ها انحرافی است و مسئله کشور ما نیست؟ شاید هم این ویرانی جزیی ولی گسترنده زیر سر استکبار جهانی باشد؟ همیشه یادمان باشد، می‌توان لیستی مفصل از مقصران فراهم کرد، به شرطی که اسم خودمان در آن نباشد.
قله دو برادران صبح جمعه ۱۶/۵/۹۴

یک دیدگاه 8 در “گنهی باید کرد!

  1. سلام
    اولا اکثر زباله ها تر هستند و نه خشک؛
    ثانیا مقداری هم احیانا سهم چرنده و پرنده میشود؛
    لذا این. زباله ها آسیب چندانی به طبیعت نمیزند؛ بله تنها چشم و ذوق و حال انسان را دل آزرده میکند
    و فردی که چنین کرده بی سلیقگی کرده که آنها را در نقطه دیگری رها نکرده است.
    در این صورت دلسوزی ما برای طبیعت نیست بلکه برای خود! ومن! است.

    1. سلام به جوینده ی دانش
      می توانید با این استدلال که اکثر زباله هایی که در سطل آشغال منزل شما هست تر می باشد، همه را در وسط پذیرایی منزل تان باژگون کنید.نگران نباشید، اکثر زباله های تر هستند و به زودی آب شان تبخیر شده و به چرخه طبیعت باز می گردند. در این اثناء ممکن است بوی گنداب شامه تان را آزار دهد اما باز هم خودتان را مکدر نکنید،پس سهم پرنده و چرنده و درنده و خزنده و گزنده چه می شود؟ آخر باید موریانگان و زنبورها و امگسه و پشگان منزل شما و احیاناً دیگر جانداران وجانوران موجود در منزل تان سهمی از روزی خویش حیازت کنند!
      البته اگر دیدن این صحنه ، چشم و ذوق و حال شما را آزرده می کند می توانید آشغال ها را در نقطه ای کور و دور از چشم انباشت کنید که دل آزرده نشوید.
      در این صورت به طبیعت احترام گذاشته اید و برای آن دلسوزی کرده اید.

  2. شهود ما هم این چنین داوری میکند. یعنی اگر اینجا آشغال خشک مثل پلاستیک و بطری ریخته بود، قطعا ما هنگام مواجه با این صحنه چند فحش چارواداری و ناجور نثار میکردیم؛ اما در مواجه با این صحنه نهایت چنین واکنشی انجام میدهیم:

    ایش ! مردتیکه بی سلیقه میمردی آشغالارو اونطرف تر میرختی!

  3. سلام جناب دکتر اسلامی
    فکر می کنم شخصی که این کار زشت را مرتکب شده در ذهن خود استدلال ناتمامی داشته است. نوعاً از این دست استدلال ها از این جنس افراد شنیده ام. می گویند: طوری نیست، به چرخه طبیعت باز می گردد!
    اما دیگر فکر نمی کنند که اگر به فرض این حرف از لحاظ اکولوژیک درست باشد، تا این اتفاق بیفتد چند سال طول خواهد کشید؟ آیا انسان نباید از زیبایی های طبیعی محیط اطراف اش لذت ببرد؟ پاکیزگی شرط زندگی فضیلت مدارانه نیست؟ و چه انسان ها که از دیدن این منظره دل ریشه خواهند گرفت.
    برخی از دوستان، اهمال می کنند و تساهل به خرج می دهند و با گفتار مسامحه آمیز سخن هایی می گویند که بیانگر این است که طرح مسائلی از این دست چندان اهمیت ندارد.
    به نیکی در خزینه خاطر سپرده ام که روزی سر کلاس، کلامی قریب به این مضمون داشتید که: کسی که از ضایع کردن حقوق حیوانات و طبیعت ابائی نداشته باشد، زمینه ای در خود مهیاء می کند در جهت تضعیف حقوق دیگر انسان ها.
    این کلام شما حرف درستی است. اگر انسانی برای طبیعت احترام قائل نشود و حق آن را پایمال کند، بی گمان راه را برای اهمال حقوق انسان ها نیز تسطیح خواهد کرد.
    دوست عزیزی دارم که از شاگردهای شما بوده است و اکنون در دیاری دورتر از این سرزمین به تدرس مشغول است. چند روز قبل از محیط شهری که در آن درس می خواند عکس هایی ارسال کرده بود که البته بسیار زیبا و منزه بود.می گفت که روی زمین به غیر از برگ درخت، آشغالی وجود ندارد.
    این اتفاق تنها بر اساس یک باور درست به وجودمی آید. اینکه انسان به محیط پیرامونش احترام بگذارد تا خودش و دیگران از زیبایی های آن لذت ببرند.

  4. فکر می کنم جناب دکتر اسلامی قسمتی از ماجرا را نقل نکرده اند.
    مطمئناً در ادامه داستان، جناب دکتر اسلامی یک دستکش یکبار مصرف به دست خود پوشانده اند و آشغال ها را در یک کیسه زباله انداخته و به پایین کوه منتقل نموده و در سطل زباله انداخته اند.
    مرحبا بکم

  5. سلام
    ۱٫ قیاس شما( شهر ما خانه ما) مع الفارق است.
    ۲٫همانطور که از متن شما پیداست، و بنده در متن خودم اشاره کردم،( خصوصا اگه علم روانکاوی هم به مدد آید)دل آزردگی شما از باب منیَت است؛ انسان ها لذت جویند و تاب چیزی که مانع ارضای یکی از حواس آن ها را بشود را ندارند.این صحنه نیز بیش از آنکه به طبیعت آسیب بزند، جلوی لذت طلبی شما را گرفته است. البته لذت طلبی بخشی از طبیعت انسانهاست اما لطفا آن را به پایه جانبداری و دلسوزی بر طبیعت نگذارید.
    ۳٫جناب دکتر، تیتر را به گنهی باید کرد اختصاص داده است. اما چرا باز از دید خود قضاوت میکنید؛ شاید فردی که ته مانده خواراکی خود را ریخته، به نیت خیر خواهی برای حیوانات بوده است اما در نهایت کج سلیقگی کرده نه این که مستحق چنین تیتری از حضرت استاد و متن عتاب آلوده شما باشد. لذا به فرض اینکه چنین نیتی داشته باشد، از نیت شما به نظر بهتر و سنگین تر می رسد.

    1. سلام و درود بر جوینده ی دانش
      پاسخ استشکال اول:
      من منزل و طبیعت را با یکدیگر قیاس نگرفتم تا نوبت به “قیاس مع الفارق” یا “قیاس لا مع الفارق” برسد بلکه اساساً من اینها را یک چیز می دانم.دوست عزیزم اگر بخاطر داشته باشی مستند معظم و تحسین برانگیزی که چند سال قبل توسط شرکت BBC پخش شد، نامش HOME بود.کره زمین خانه ی ماست و نباید با کشیدن یک دیوار بین منزل و طبیعت افتراق ایجاد کرد زیرا این تحدید(مرزبندی) اصولاً یک امر اعتباری و جعلی است.لهذا همانطور که انسان از پاکیزگی و تنزه منزل خویش لذت می برد در دامان طبیعت نیز باید به این موهبت الهی احترام بگذارد.
      پاسخ استشکال دوم:
      خلط مبحث نفرمایید. منیت به معنای خودخواهی است و اساس آن بر پایه خواسته ی دل و صرفن اغناء خواسته ها و اقناع تمایلات شخصی است. اینکه ما می گوییم انسان ها حق دیدن زیبایی های خدادای را دارند منیت است؟! ما که به دنبال آرامش بصری دیگران هستیم به دنبال منیت خویش ایم؟! پس صرفن بحثِ خود در کار نیست. ثانیاً بین قنوع حس زیبایی شناسی و اشباع میل لذت، بسیار تفاوت است.دوست عزیزم، ان الله جمیل و یحب الجمال، شما نمی توانید باور کنید که زشتی چه بلایی بر سر روح انسان می آورد. این همه دستورات مکرر دین مبنی بر تنظیف و بهداشت و نجاست و طهارت و قذارت از برای چیست؟ دستور به استعمال بوی خوش و پوشیدن لباس طاهر در هنگام عبادت را چگونه تفسیر می کنید؟ اینها لذت جویی است؟!
      فرق است بین زیبایی شناسی و زیستن منزه با لذت جویی و اشباع غرائز نفسانی.
      ۳-استاد بزرگوار و بنده ی حقیر باید هم حق داشته باشیم که رها کردن زباله در طبیعت را با اطعام حیوانات یکسان نبپنداریم.دوست عزیز، لابد قرار است در آن کوهستان سنگلاخ، گاوی از راه برسد و پوست خربزه را تناول کند؟ این چه استدلالی نادرستی است.اگر کسی به فکر حیوانات است بهتر است به خاطر همان حیوانات کذا، قلمرو زندگی شان را مشحون از زباله نکند. تا به حال ندیده اید مردم در میدان TIME لندن به کبوترها چه می دهند؟ احتمالا اندرونی خربزه و پوست خیار که نیست؟! گندم و دانه به پرندگان می دهند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *