مسئله این نیست، وسوسه این است؛ در باب اخلاقی بودن ازدواج

اخیراً چند تن از دانشجویان خوبم بحث اخلاقی بودن ازدواج را پیش کشیدند و با سؤالاتشان مرا با چالش گرفتند. پس از بحث و گفتگوهایی به آن‌ها قول دادم که در فرصتی مناسب این بحث را به تفصیل خواهم کاوید. اما تا آن فرصت، فعلاً به توضیحی بسنده می‌کنم. 

در کشور ما دو نگرش عمدتاً متضاد در باب ازدواج وجود دارد. نخست نگرشی مسلط و ریشه‌دار است و دیگری نگرشی نوپا که می‌رود در جامعه ما ریشه بدواند. در حالی که فرهنگ مصرف‌گرای کشور، البته در قشر سنتی، و منطق «دارندگی و برازندگی» نه تنها ازدواج، که «تجدید فراش» را تشویق می‌کند، شاهد شکل‌گیری تأملات جدی در باب اصل ازدواج و تردید در اخلاقی بودن این عمل هستیم. همچنین در برابر نگاه سنتی دینی ما که ازدواج را عامل حفظ «دین» و «عزوبت» و تجرد را مکروه و به تلویح نوعی گناه و زمینه‌ساز دوزخی شدن می‌شمارد، کسانی از منظر اخلاقی اصولاً ازدواج را امری غیر اخلاقی می‌دانند و بر ضد آن استدلال می‌کنند. این استدلال‌ها در دفاع از اباحی‌گری اخلاقی نیست، بلکه کوششی است برای نشان دادن غیر اخلاقی بودن نهاد ازدواج و این دو با هم خیلی فرق می‌کنند.

این مسئله، بیش از آن که با مسائل معرفتی درباره ازدواج گره خورده و زاده تأملات اخلاقی صرف باشد، با عوامل دیگری مرتبط است که می‌کوشم در این جا به آن‌ها اشارتی کنم.

تلقی عمومی و عملی از ازدواج، دست کم در کشور ما، به‌گونه‌ای است که اگر کسی ازدواج کرد، یعنی مشخصاً زن گرفت، قاطی مرغ‌ها شده است و دیگر مانند گذشته آزادی عمل ندارد. تمام لذاتی که فردی می‌تواند از جنس مخالف خود داشته باشد، مهم نیست که این لذت چقدر معصومانه و ساده یا جنسی و شهوانی باشد، از توجه به لباس و خوش‌پوشی و لحن صدا گرفته تا جذابیت‌های بدنی و جسمانی و حتی تمنای تن، در نگاه سنتی ما یک راه برآوردن دارند و آن هم ازدواج است. از این رو، اگر مردی از پوشش زنی تعریف کند، فوراً سخنش به گونه دیگری تفسیر می‌شود و اگر از صدایش لذت ببرد، مرتکب «گناه» شده است. این نگرش و همه چیز را محدود به دایره ازدواج کردن، در عمل ناکارا شده و واکنش‌هایی برانگیخته است. این واکنش‌ها در گذشته در قالب طنز و لطیفه بود و امروزه در قالب تأملات جدی اخلاقی خود را نشان می‌دهد. طبق یکی از این لطیفه‌های قدیمی عربی، زنی که از چشم‌چرانی یا تنوع‌طلبی شوهرش خسته شده بود، معترضانه به او گفت: خدا به تو نعمتی «حلال و طیب» داده است ولی تو قدر آن را نمی‌دانی. مرد پاسخ داد: حلال است، اما طیب نیست. داستان فرزدق که در کتاب الاغانی آمده است، نمونه شورانگیز دیگری از این مسئله به دست می‌دهد.

این تلقی و همه لذات را اولاً جنسی دیدن و ثانیاً به دایره ازدواج محدود کردن، ناگزیر پیامدهایی دارد. یکی آن که شخص به تدریج بیاموزد تا همه لذات دیگر را نادیده بگیرد و سرکوبشان کند و یا تنها در شخص همسرش بیاید و اگر نباشد در خیالش آن‌ها را بیافریند. راه دیگر آن است که شخص بکوشد از هر چمن گلی بچیند که این راه در دو شکل عمده خودش را نشان می‌دهد: یکی ازدواج‌های متعدد و تجدید فراش، چه در قالب ازدواج دائم و چه موقت، دوم لذت‌طلبی آزادانه و کام‌جویی‌های نامتعارف یا نامقبول. هر یک از این راه‌ها، از نظر اخلاقی مسائلی در پی دارد، از جمله نارضایتی یا رنجاندن شریک زندگی خود و یا آسیب زدن به سلامت اخلاقی جامعه و عفت عمومی.

برای رهایی از این مشکلات، گروهی با این نگرش که «سر چشمه شاید گرفتن به بیل»، بهترین راه حل را در نفی اصل ازدواج و غیر اخلاقی شمردن آن دیده‌اند و به سود آن استدلال کرده‌اند. اخیراً روایتی از چند استدلال بر ضد ازدواج در فضای مجازی پخش شده است که به دلیل عدم احراز جنبه استنادی آن، از تصریح به آن خودداری می‌کنم. با این همه، به نظرم نحوه استدلالی که در این روایت آمده است، قانع‌کننده نیست و از آن مقدمات، حتی با فرض درستی‌شان، غیر اخلاقی بودن اصل ازدواج حاصل نمی‌شود. اما این را به فرصتی دیگر واگذار می‌کنم و تنها به این نکته بسنده می‌کنم که همچنان ازدواج پذیرفته‌شده‌ترین نهاد بشری، برای بار آوردن مسئولانه افراد و تربیت اخلاقی به شمار می‌رود و فعلاً خبری هم از نهادی که بتواند جایگزین آن شود نیست.

با این حال، به نظرم دست کم در شرایط فعلی، به جای آن که درباره اصل اخلاقی بودن ازدواج بحث کنیم، با توجه به فرصت پیش آمده می‌توان درباره آن نوع ازدواج هنجارین ایرانی بحث کرد که ملغمه‌ای است از سنت‌های عربی، ایرانی، و اخیراً اروپایی و به جای آن که تابع منطق و روش یک‌دستی باشد، عملاً لحاف چهل تکه‌ای شده است که هر روز بر قطعات آن افزوده می‌شود. برای مثال، در ازدواج ایرانی، چشم و همچشمی، اگر نگوییم حرف اول، دست کم حرف مهمی می‌زند و همین باعث می‌شود که شاهد رقابت و مزایده در تعیین میزان مهر باشیم و با منطق «حالا چه کسی داده است و چه کسی گرفته است» ارقام حیرت‌آوری تعیین شود. اما در مواردی بلافاصله، یا در پی اختلاف خانوادگی، این مهر به اجرا گذاشته و داماد فلک‌زده راهی زندان می‌شود. این مسئله چنان پیامدهایی داشته که قانون‌گذار را ناگزیر به مداخله کرده است.

یا در حالی که طبق فقه شیعی، الطلاق بید من اخذ بالساق است و مرد به‌سادگی می‌تواند زن خودش را طلاق دهد، قانون خانواده این اصل مسلم را مغایر مصالح زنان می‌داند و به قصد تأمین مصالح آنان با تمهیداتی موانعی بر سر راه مرد ایجاد می‌کند و فرآیند طلاق را طولانی و پیچیده می‌کند. این قبیل اقدامات ممکن است کار مرد را سخت کند، اما معلوم نیست که در نهایت به سود زن باشد. لذا هنوز هم در مواردی می‌توان فریاد در گلو خفه شده برخی زنان را شنید که فریاد می‌کشند: «مهرم حلال، جانم آزاد».

در این جا، قصد بر شمردن تعارضات در بحث ازدواج نیست. هدف آن است که ما هنگامی درباره اخلاقی بودن یا نبودن ازدواج بحث می‌کنیم، اولاً باید مقصودمان را از ازدواج مشخص کنیم. آیا مقصود ازدواجی است که تابع خواست و اراده طرفین است و آنان می‌توانند حدود و ثغور آزادی و مسئولیت خود را در این رابطه تعیین کنند، یا آن ازدواجی که همه فک و فامیل و جامعه و قانون‌گذار خود را محق می‌دانند که حدودش را تعیین کنند.

حاصل آن که بحث کلی درباره اخلاقی بودن یا نبودن ازدواج در روزگار ما، به جای آن که گشایشی در عرصه اخلاق خانوادگی ایجاد کند، ممکن است این گره را کور کند. پس بهتر است بیشتر درباره اخلاقی بودن نوع ازدواج ایرانی بحث کرد و آن را به سوی اخلاقی شدن پیش برد.

پس از تحریر:

به نقل از آقای جواد شیخ الاسلامی، آقای دکتر ناصر کاتوزیان در امتحان کتبی از دانشجویان رشته حقوق پرسیده بود: «آیا عقد ازدواجی که شخص سفیه ببندد، اعتبار قانونی دارد؟» دانشجوی باذوقی در ورقه این گونه پاسخ داده بود: «استاد، شما هم که ماشاء الله سؤال عجیبی از ما می‌کنید. در صحت ازدواج آدم عاقل، جای حرف هست تا چه رسد به ازدواج آدم سفیه که مسلماً باطل است» (به یاد حمید عنایت، جواد شیخ الاسلامی، بخارا، شماره ۹۲، فروردین-اردیبهشت ۱۳۹۲، ص۱۸۹).

لینک کوتاه به این مطلب:

http://hassaneslami.com/?p=66

+ لینک به انتشار اولیه و نظرات

 

یک دیدگاه 7 در “مسئله این نیست، وسوسه این است؛ در باب اخلاقی بودن ازدواج

  1. استاد بزرگوار بعد از مدت طویلی مجددا یادداشت مفید و راهگشای شما را خواندم و بسیار بهره بردم و به نظرم آمد اغلب کسانی که در بخش نظرات به مخالفت برخاسته اند، متوجه نکات ظریف یادداشت نشده اند.
    سرافراز باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *