سوالات شما

تا کنون به شکل‌های مختلف سوالاتی از من پرسیده اند، به ویژه دانشجویانم. در این صفحه برخی از سوالات و جواب من به آنها می‌آید.

می‌توانید سوالات خود را در بخش «دیدگاه» (پایین) وارد کنید یا ایمیل  («درباره من») بزنید.

یک دیدگاه 32 در “سوالات شما

  1. بسمه تعالی
    استاد گرامی سلام علیکم
    بنده کتاب شبیه سازی انسانی از دیدگاه آیین کاتولیک و اسلام شما را مطالعه نمودم چون موضوع پایان نامه سطح سه بنده هم موضوع شبیه سازی انسانی است. یک نکته برایم در ابتدای بحث مبهم بود و آن اینکه شبیه سازی را اگر بر سه نوع بدانیم: رویانی، درمانی و تولید مثلی. اولا اینکه این تقسیم درست است یا نه و دوم اینکه شبیه سازی انسانی که عامه آنرا مطلقا حرام می دانند و شیعه نیز نظرات مختلفی دارند، ناظر به کدام یک از انواع شبیه سازی مذکور در بالا است. سوم اینکه اصطلاح اهل سنت که شما استفاده کرده اید آیا در اصل درست است تعبیر عامه، تعبیر صحیح تری نیست؟ لطفا در این موارد مرا راهنمایی بفرمایید.
    ان شاء الله دعایتان می کنم.

    1. درود به شما،
      فکر میکنم در همان کتاب توضیحات کافی داده ام. فقط یک نکته، تعبیر «اهل سنت» تعبیر شناخته شده و رایجی است و م رود قبول طرفین. اما تعبیر «عامه» کمی ناخوشایند به نظر میرسد و دستکم خود اهل سنت ان را قبول ندارند و در میانشان رواجی ندارد.

      1. سلام استاد
        نسبت تعبیر «اهل سنت و جماعت» با تعبیر «عامه» گویا عموم و خصوص مطلق است و عامه، که مراد از آن غیرشیعه است، اعم است از اهل سنت و جماعت. درست که خاستگاه تعبیر “عامه” شیعیان هستند و این تعبیر را خود “عامه” به کار نمیبرند اما تعبیر دقیقی است و بدون بار منفی و برای مباحث علمی تعبیر مفیدی است. دقت این تعبیر وقتی معلوم میشود که تعبیر دیگر یعنی «اهل سنت و جماعت» را بشناسیم مخصوصا که تأکید کردید که خود آنها تعبیر “اهل سنت” یا “سنی” را به کار میبرند. گویا این تعبیر در حدود قرن چهار و پنج برساخته و تعریف و تحدید شده است و دسته ارتدوکسی از اهل سنت برای تمایز خود با شیعه و نیز با معتزله و برخی گروههای دیگرِ عامه -که از نظر آنها یا سنت را کنار گذاشته بودند و یا جماعت را- اصطلاح «اهل سنت و جماعت» را باب کردند و سنت و جماعت در آنجا معنای خاصی را افاده میکند در تقابل با آن گروههای دیگر که شیعه و برخی از خود عامه بوده اند. پس برای اشاره به کل آنها بهتر است از تعبیر عامه استفاده کنیم ولو خود آنها به کار نبرده اند.
        (البته آنچه من نقل کردم حدودی است و دقیقش در آثار آقای پاکتچی آمده است). ایشان ریشه یابی کرده مفهوم سنت و جماعت را و تأکید دارد که تعبیر عامه، تعبیر بهتری است. شفاها هم از خود ایشان شنیدم.

  2. عرض سلام و احترام
    به نظر شما تبیین و به نوعی پاسخی که ادیان به مسائل جهان مانند پیدایش ، رنج انسانها و پایان زندگی و.. داده اند چیزی جز پاک کردن صورت مسائل جهان نیست؟و آیا این استقبال رو به رشد از جریانهای عرفانی در زمان حاضر بعد از انقلاب علمی و نهضت اصلاح دینی و این همه مکاتب غیر دینی و ضد دینی به نوعی بازگشت بشر به اعتیاد خود مبنی بر پاک کردن صورت مسائل در جان نیست؟

  3. شما یک انسان دینی و یک انسان علمی را تصور کنید که وارد یک غار تاریک شدند،بر اساس آنچه در ذهن من هست انسان علمی یا تجربی اندیش ابتدا می گه اینجا یک غار است بعد با یک لمس مطرح می کنه این غار یا سنگیه یا آهکیه یا… بعد تصور می کنه براساس آنچه که از غار می دونه فکر کنه که فلان پرنده در این غار هست یا اینکه تصور کنه این غار ممکنه راه خروج دیگه ای داشته باشه و … تمام آنچه که این فرد تصور کرده در عین اینکه خیال پردازی بوده اما جدای آنچه که قابل تجربه ومشاهده باشه بوده و یا اینکه خارج از منطق اندیشه در عالم مادی نبوده در عین اینکه خیال پردازی کرده .اما اگر یک انسان دینی رو وارد این فضا کنیم اولین کام او خیال پردازی است قبل از اینکه مواردی مبتنی بر مشاهده و تصویر سازی از غار رو بگه سراغ گام آخر که خیال پردازی در شناخت یک امر مبهم هست می رود مثلا می گوید اینجا خانه ارواح است و… اما خیال پردازی برای یک انسان علمی آخرین مرحله است با وجود اینکه خیال پردازی برای انسان علمی مهمه و درهمین زمان حاضر برای ترسیم اختراعات جدید نخست اون را خیال پردازی می کنن مثل وسیله ای که هر روز انسانها رو به مریخ ببره اما ایا تبیین جهان نیازمند این است که اولین راه خیال پردازی باشد؟

  4. با سلام و احترام
    سوالی در مورد این عنوان دارم:«در اسلام اصطلاحی به عنوان دروغ مصلحت آمیز نداریم» شما پذیرفته اید که در اسلام در چند مورد محدود و لو یکی دو مورد که می تواند مصادیق مختلفی پیدا کند دروغ مصلحت آمیز جایز است حال سوال من این است آیا این عنوان خود نوعی مشعر به دروغ است و لو مصلحت آمیز مثل اینکه مخاطب را جذب کند ، چرا که اطلاق این جمله نفی مطلق را می رساند در حالی که که نفی مطلق معنا ندارد در حالی که استثنا وجود دارد و به تعبیر دقیق خود مصلحت آمیز بودن قیدی برای جواز دروغ است و شایسته است مثلا این عنوان لحاظ شود «جواز دورغ به کدامین مصلحت» چرا که بحث شما بیشتر بر روی مصلحت سننجیهای افراد است و الا اگر مصلحت با تمام شرایط لحاظ شود دورغ جایز بلکه در مواردی واجب می شود و لو اینکه تحقق خارجی آن اندک باشد. ممنوع اگر جواب را برایم بفرستید

    1. توضیح این بحث را در کتاب دروغ مصلحت امیز: بحثی در مفهوم و دامنه آن اورده ام. بیش از ان اینجا نمیشود بحث کرد. پایدار باشید.

  5. استاد گرامی سلام
    در مقاله ده نکته درباره سرقت ادبی یا همان بحث انتحال در نکته نهم اشاره ای به منابع با واسطه داشته و گفته اید: در این جا دو راه وجود دارد:
    یکی اینکه بدون دیدن آن منابع به نقل از منبع اول به منبع دوم ارجاع دهیم مثلا در مثال نقل زرین کوب از ابوهلال عسکری بگوییم «به نوشته زرین کوب، ابوهلال عسکری»
    دوم اینکه برویم مستقیم نوشته ابوهلال عسکری را ببینیم و خود مستقیم به آن ارجاع دهیم
    راه سوم که همان انتحال است این است که بدون دیدن منبع مستقیم به آن ارجاع دهیم که همان انتحال است.
    سوال من درباره راه دوم است، که اینجا که با راهنمایی منبع اول (مثلا زرین کوب) به منبع اصلی (ابوهلال عسکری) مراجعه می کنیم و مستقیم نقل می کنیم، اینکه نامی از منبع اول یعنی زرین کوب نمی آید، خود یک جور بداخلاقی نیست؟ و آیا از لحاظ اخلاقی این کار مذموم نیست؟
    با تشکر

    1. جناب طباطبایی از توجه تان به مقاله و خرده گیری هایتان ممنونم. اما در این جا فرصت پرداختن به انها نیست. شادکام باشید.

  6. سلام علیکم.
    خدا قوت.
    استاد ایا جزع مراتب دارد؟ من چندین کتب اخلاقی را بررسی کردم اما نتوانستم مراتب جزع را پیدا کنم.اگر امکان دارد کتبی را به بنده معرفی کنید که در مورد مراتب جزع و ریشه ی ان صحبت کرده باشد،با تشکر.

  7. استاد گرامی سلام
    فکر می کنم سوال مرا ندیده اید، چون پس از سوال من که ۲ مهر بوده، دوبار خطال به دیگران پاسخ داده اید. به هر حال دوباره سوال خودم را می گذارم:

    در مقاله ده نکته درباره سرقت ادبی یا همان بحث انتحال در نکته نهم اشاره ای به منابع با واسطه داشته و گفته اید: در این جا دو راه وجود دارد:
    یکی اینکه بدون دیدن آن منابع به نقل از منبع اول به منبع دوم ارجاع دهیم مثلا در مثال نقل زرین کوب از ابوهلال عسکری بگوییم «به نوشته زرین کوب، ابوهلال عسکری»
    دوم اینکه برویم مستقیم نوشته ابوهلال عسکری را ببینیم و خود مستقیم به آن ارجاع دهیم
    راه سوم که همان انتحال است این است که بدون دیدن منبع مستقیم به آن ارجاع دهیم که همان انتحال است.
    سوال من درباره راه دوم است، که اینجا که با راهنمایی منبع اول (مثلا زرین کوب) به منبع اصلی (ابوهلال عسکری) مراجعه می کنیم و مستقیم نقل می کنیم، اینکه نامی از منبع اول یعنی زرین کوب نمی آید، خود یک جور بداخلاقی نیست؟ و آیا از لحاظ اخلاقی این کار مذموم نیست؟
    با تشکر

  8. سلام
    چند وقتی بود که با خواندن و القا مکرر مقاله شما درباب مضرات گوشت خواری از هزینه های گزاف راحت بودم و گوشت خواری را کم کرده بودیم.اما خانواده من را به گوشت ماهی واداریده! دیروز گذر خان رفتم اگرچه میگفتند که قیمت ها باشیب ملایم بالا رفته اما خیلی گران شده بود.لطفا مقاله ای اندر باب مضرات آن بنویسید.در ضمن مگر شیوه کشتن ماهی آن هم یا با کوبیدن مکررررر چوب بر سر یا خفگی هنگام بیرون کشیدن از آب_ کافیه کمی خودتان را جای آن ماهی زبان بسته بگذارید_چه کم از مرغ و گاو دارد.
    سعیتان مشکور

    1. برادر حسین سلام،
      یاد نمی آید در مقاله خودم درباره مضرات گوشتخواری بحث کرده باشم. بحثم بر سر ابعاد اخلاقی مصرف گوشت صنعتی بود که با برداشت و نتیجه گیری شما کمی فاصله دارد. درباره مصرف گوشت ماهی هم بهتر است که مرا با خانواده محترم خودتان درگیر نکنید. بحث مشکل قیمت را هم با مقاله درخواستی خودتان حل نکنید! شادکام باشید.

  9. بنام خدا
    سلام علیکم . موید و موفق باشید.
    توریه برای موارد زیر و در شرایط مذکور چه حکمی دارد ::
    ۱-تالیف قلوب
    ۲-در روایات ؟
    ۳- در احادیث
    ۴- در قرآن
    ۵- برای نزدیکتر کردن به خدا
    ۶-برای نزدیکتر کردن به معصومین
    ۷-برای نزدیکتر کردن به قرآن
    ۸-امکان عقلی توریه در قرآن
    ۹-حد عقلی رحمت
    ۱۰-حد عقلی مغفرت
    ۱۱-حد عقلایی حذف وعید
    ۱۲-عرضه حق و باطل در برزخ یا قیامت به برخی
    =============
    موفق و موید …
    علی دلیلی
    متولد ۱۳۳۳
    دکترای کامپیوتر

    http://daliliali.persianblog.ir/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c_%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84%db%8c
    ۰۹۱۲۳۴۵۹۹۱۴
    ۰۲۱۸۸۷۳۴۴۴۱

    1. با درود به شما من متخصص توریه نیستم و مباحث خودم را در باره دروغ در کتاب دروغ مصلحت امیز طرح کرده ام. برای توضیح بیشتر میتوانید به انجا مراجعه کنید.
      شادکام باشید

  10. سلام جناب استاد
    وقت شما بخیر
    ببخشید آیا بین طنز و شوخ طبعی و عرفان رابطه ای وجود دارد؟
    می توانم در این زمینه از محضر شما کمک گیرم؟
    با تشکر

  11. با سلام و درود به شما استاد عزیز با این روحیه بسیار عالی
    خیلی عالی جواب دادید.چون طنز ملیحی در کلام شما بود
    یک پاسخ طنز گونه از یک عارف سالک
    حالا واقعا رابطه ای هست؟

  12. با سلام
    و با تشکر از معرفی کتاب درسنامه خدا و تکامل… آیا فایل pdf این کتاب رو در اختیار دارید و می توانید برای بنده میل کنید؟

  13. بنام خدا
    با سلام و تحیت
    اینجانب افتخار شاگردی کلاس های حضرتعالی را داشته ام مطالب مطرح شده در کلاس شما در خصوص گیاهخواران برایم بسیار جالب بود اگر ممکن است مطالبی در این خصوص هم بر وبسایت خود درج فرمایید البته بهمراه عکس های شخصیت های مهم این تفکر. البته من هنوز هم منتظر تشریف فرمایی حضرتعالی برای رفتن به کوه نوردی اشترانکوه لرستان هم هستم.
    ارادتمند شما فردین احمدوند تلفن : ***********

  14. به نام خدا
    استاد بزرگوار سلام علیکم
    امروز به صورت اتفاقی با صفحه وبسایت باارزش و کم نظیر شما مواجه شدم
    جای بسیار خرسندی است و لازمه ی آن تشکر فراوان از این همت والای شماست
    البته این عرض ادبها از باب وظیفه است نه اینکه بیان عنایت شما توان توصیف و تشکر حقیر را داشته باشد.
    علی ای حال موضوع رساله دکتری حقیر حق فرزندآوری است و به نظرم رسید می توانم پاسخ بعضی از سوالاتم را از محضر شما بیابم. با وجودی که می دانم مصدع اوقات محترم و ارزشمند شما هستم اما در صورتی که اجازه دهید حضورا یا با ایمیل مزاحمتان باشم؟
    از لطف و عنایت شما کمال تشکر را دارم
    ثمنی

پاسخ دادن به بهشتی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *