مقاله «ازدواج به مثابه اقدامی اخلاقی؛ پاسخ به سه استدلال» + دانلود متن

ازدواج به مثابه اقدامی اخلاقی؛ پاسخ به سه استدلال – سید حسن اسلامی

در پی نشر گفتگویی منسوب به استاد مصطفی ملکیان درباره اخلاقیت ازدواج، پاره‌ای از دانشجویان خوبم نزدم آمدند و ملاحظات خود را بازگفتند و خواستار بحثی مبسوط شدند. آن زمان یادداشتی در وبسایتم نوشتم به نام «مسئله این نیست، وسوسه این است: در باب اخلاقی بودن ازدواج» و در آن وعده کردم که در آینده مقاله‌ای مفصل در این باره خواهم نوشت. اینک آن مقاله با عنوان «ازدواج به مثابه اقدامی اخلاقی؛ پاسخ به سه استدلال» در فصلنامه اخلاق (شماره ۳۲) منتشر شده است. در این مقاله کوشیده‌ام به استدلال‌های عمده‌ای که بر ضد ازدواج اقامه شده است، پاسخ دهم و از نهاد ازدواج به شکل حداقلی آن دفاع کنم.

خواندن / دریافت مقاله

پ.ن.: آقای دکتر مهدی اخوان اطلاع دادند که دو مقاله انگلیسی از مقالات مورد بحث این نوشته (مقالات مولر ۲۰۰۳ و لانداو ۲۰۰۴) را به فارسی ترجمه کرده و بناست در آینده همراه با مقالات دیگری منتشر شوند.

یک دیدگاه 21 در “مقاله «ازدواج به مثابه اقدامی اخلاقی؛ پاسخ به سه استدلال» + دانلود متن

  1. http://isin.ir/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84/%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D9%84%DB%8C%D8%AF%DB%8C/%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C.aspx

    سلام بر استاد بزرگوار و خدا قوت.
    قابل توجه مخاطبان آقای دکتر
    خواستم بگم بد نیست لینک فوق رو ببینید؛ ترسیمی از شبکه هستی
    به اندازه چند ثانیه هم که افکار مبارک تکاپو پیدا کنه، بد نیست.

    1. شاید کسی جرأت ندارد درباره دیدگاه شما نظری دهد یا مخالفتی کند. شاید هم از سر احترام کسی چیزی نمیگوید و شاید هم دیدگاه شما از همه دیدگاه ها سر است. انتخاب میان این گزینه ها یا گزینه های دیگر، به خودتان بستگی دارد

  2. با سلام. از انجا که اقای ملکیان قصد داشت دیدگاه های خود درا ین زمینه را منقح در قالب یک مقاله بیان کند بهتر نبود صبر می کردید تا این مقاله منتشر شود بعد نقد کنید. البته اخیرا ایشان در گفت و گو یا یک سخنرانی مقصود خود را روشن تر بیان کرده اند. متن و صوت آن در لینک زیر هست:
    http://mostafamalekian.blogfa.com/tag/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC

    1. با درود به شما دانشجوی عزیز، اگر نگاهی به متن مقاله بنده بیندازید، روشن خواهد شد که اصولا من در صدد نقد نوشتار استاد ملکیان نبوده ام، تا منتظر نشر نوشته ایشان باشم. در اغاز فقط خواستم که فضای بحث را ترسیم کنم و در همان اغاز مقاله تصریح کرده ام که چون اقای ملکیان تا کنون، یعنی هنگام نگارش مقاله، سلبا یا ایجابا چیزی درباره ان مصاحبه و استدلالها نگفته اند «از استناد به آن‌ها و تحلیل آن‌ها می‌گذرم، در عین حال بُنمایه آن‌ها را در طول این بحث فراروی خود خواهم داشت.» در واقع، خواسته ام هم به پیشیه بحث اشاره کنم و هم چیزی را به ا ستاد ملکیان نسبت ندهم.

  3. با سلام و دست مریزاد به شما استاد عزیز بابت نگارش این مقاله بسیار پرمطلب و بسیارتر آموزنده.
    هرچند از استدلال های موجود در آن قانع نشدم (شاید یک دلیل اصلی این باشد که تعریف نویسنده از اخلاق در این مقاله روشن نیست و گاهی اخلاق به منزله امر مطلوب اجتماعی، گاهی به منزله امر ممد نوع بشر و تکاملی، و گاهی به معنایی کانتی در نظر گرفته می شود)، از ارجاعات آن به مباحث روز در این زمینه بسیار خرسند شدم. بااین حال استاد گرامی! وعده فرموده بودید مقاله ای فلسفی بنویسید نه نقلی. اکنون یک بار دیگر خودتان مقاله را با این نگاه انتقادی مرور کنید و ببینید چه حجم بالایی از مقاله نقلی است (منظورم نقل اقوال این و آن بدون استدلال عقلی مستقل) است.

    1. مهرداد جان، ممنونم. قرار نبود که حتما شما یا شخص دیگری قانع شود. من دیدگاه خودم را گفتم. اخلاق را به هر یک از سه معنایی که خودت گفتی بنگری، ازدواج اخلاقی است و این را نشان داده ام. مقاله عقلی در برابر نقلی معنای اصطلاحی مشخصی دارد و من با این نگرش این قید را اوردم. استدلال عقلی محض و مستقل و بدون استناد و نقل از عقل ورزان عالم، نوعی بی عقلی و بی اعتباری به خرد متراکم بشری است. این عین عقل و استدلال عقلی است که عاقلان بنام عالم را به یاری بگیریم، نه انکه مستقل و بی توجه به دستاورد عقلانی بشر بخواهیم مثلا استدلال عقلی کنیم و از صفر بیاغازیم.
      کامیاب باشید

      1. ممنون از پاسخ شما. اما چرا، ظاهرا چنین قراری بوده است؛ به این دلیل: «نوشتن آکادمیک تلاشی برای اقناع مخاطبان متخصص و در نتیجه مستلزم تن دادن به قواعدی مشخص است» (سید حسن اسلامی اردکانی، «سرشت و ساختار مقالات اخلاقی: اصول راهنما»، پژوهش نامه اخلاق، ش۲۲، ص۷).
        ضمنا نمی دانم بر چه مبنایی چنین ادعای بزرگ و کلی ای فرموده اید که: «اخلاق را به هر معنایی که خودت گفتی بنگری، ازدواج اخلاقی است و این را نشان داده ام». آیا به راستی شما اخلاقی بودن ازدواج را بر اساس هر مبنای اخلاقی ای اثبات کرده اید؟ آن هم در همین مقاله؟! مثلا اگر من فردی لذتگرا باشم، چگونه از مقاله شما قانع می شوم که ازدواج، با همه محدودیت هایی که در لذتجویی ایجاد می کند، امری اخلاقی است؟
        نهایتا اینکه نمیدانم منظور شما از معنای اصطلاحی مشخص برای استدلال عقلی در مقابل استدلال نقلی چیست. اما می دانم این گونه استناد به برخی یافته های تجربی شاذ و هنوز اثبات نشده، یا نقل خیرات ازدواج از منبعی غیر فلسفی که فاقد هرگونه دلیل و استدلال است، استدلال عقلی شمرده نمی شود. باری اگر استدلالی با صغرا و کبرای منطقی درست ترتیب دهید و پس از نتیجه گیری منطقی، خرد متراکم بشری را هم گواه بیاورید، البته دیگر کسی این استدلال را غیر عقلی یا نقلی نخواهد خواند. البته برای آنکه از صفر شروع نکنیم می توانیم به قضایای اثبات شده که برای هر مخاطبی قابل پذیرش هست هم استناد کنیم، وگرنه هرکس برای هر مسئله ای خواهد توانست استدلالی عقلی فراهم آورد؛ زیرا چیزی که زیاد است نظریات اثبات نشده و عجیب و غریب است.
        ببخشید طولانی شد!
        ایام به کام.

  4. با سلام خدمت جناب آقای اسلامی.
    مقاله حضرتعالی را به طور کامل مطالعه کردم. به نظرم، مسئلۀ بسیار مهمی است و ارزش آن را دارد که درباره اش بسیار بحث و گفت وگو شود. اصل مقاله نیز غنی و پرمحتوا، و برای خود من قابل استفاده بود. با این حال، برخی نکات هم به نظرم می‎رسد که مایلم آنها را با شما در میان بگذارم:

    ۱٫ دربارۀ پاسختان به استدلال اول، اینکه شما برای رد طرف مقابل، از ازدواجهای غیر مبتنی بر عشق، به ویژه ازدواجهای قدیمی با آن اوصاف سخن به میان بیاورید، از دو جهت درخور نقد است؛
    اولاً اینکه با این کار، به جای همدلی با طرف مقابل و حمل به احسن کردن نظر وی، کوشیده اید صورت مسئله اش را پاک کنید. وقتی کسانی امروز در مقام نقد ازدواج برمی‎آیند، منظورشان ازدواج‎های امروزی است، نه ازدواجهای دیروزی. نه تنها در غرب (که منتقدان ازدواج در مقاله شما، غربی هستند و باید پاسختان معطوف به سخن ایشان باشد)، بلکه در کشور خود ما نیز دیگر به ندرت کسی تن به ازدواجهایی از این دست که شما برشمردید می دهد. خواستگاریهای سنتی، جای خود را به دوستیها و آشنایی های پیش از ازدواج داده اند و حتی در همان خواستگاری سنتی نیز خوش آمدن و به دل نشستن است که حرف اول را می زند، نه معیارهای صرف عقلانی و عقلایی. بنابراین لقائل ان یقول که این ازدواجی که شما از آن دم زده اید، اساساً از نظر ما ازدواج نیست؛ بلکه معامله ای است که در دنیای مدرن دیگر از آن کمترخبری است.
    ثانیاً: مایه تعجب است که برای پاسخ دادن به یک اشکال، خود را دچار اشکالی بسیار بزرگتر کنید، و به قول قدما، به جای اصلاح ابرو، چشم را نیز کور کنید. ازدواجی که شما آن را از قول حکمای قدیم نقل فرمودید، عینِ بی اخلاقی و به مراتب غیراخلاقی تر از ازدواجهای مبتنی بر عشق است؛ چراکه بر اساس نظر همین کانتِ مورد استناد شما، در آن نوع ازدواجهای قدیمی، زن نه یک انسان، بلکه یک شیء تلقی شده است؛ چراکه در آن، انتخاب کننده فقط مرد است، آن هم با نگاهی خریدارانه، و این، عین شیء انگاری و بی اخلاقی است.

    ۲٫ درباره استدلال سوم:
    اولاً آنچه برای اثبات ابتنای استدلال بر احساسات آورده اید، صرفاً یک آزمایش اثبات نشده است، که موارد نقض فراوانی بر ضد آن هست. بسیار پیش می‎آید که وقتی کسانی از تلخیهای زندگی خود و خاطرات ناخوشایندشان سخن میگویند، به سبب تکرار مطلب، طبع خونسردشان یا کم اهمیت دانستن حادثه، هیچ خمی در ابرو و بغضی در گلویشان ایجاد نمیشود. در برخورد با مصائب نیز همینطور است، و میزان حساسیت انسانها نسبت به مشکلات، بسته به سنخ روانی آنها و مشکلات روانی آنهاست. اما آیا افرادی با این ویژگیها، در ادارۀ امور زندگی شان ناتوانند؟ بنابراین حتی اگر آن عمل جراحی بر روی بیمار، موجب اختلالات رفتاری وی شده باشد، نمی‎توان نتیجه گرفت که این به سبب آن است که ابتنای تعقل بر احساسات، در او دچار خدشه شده است و ممکن است فراوان علت دیگر در کار بوده باشد؛ گذشته از اینکه ممکن است کسی بگوید نمی توان با اطمینان کامل گفت که چون این اختلالات، پس از عمل جراحی بوده، پس معلول عمل جراحی نیز بوده است. پس آیندی زمانی، لزوماً اثبات رابطه علّی و معلولی نمیکند.

    ثانیاً، گیریم که واقعاً میتوان بر حسب چنان گزارشی از یک آزمایش تجربی، به راحتی حکم داد که هر استدلالی، مبتنی است بر ترجیحات احساسی؛ ولی به نظرم تشکیک و تدرجی در میان است. زمانی شما میان یک دوراهی کاملاً متشابه از نظر عقلانی، به یک مرجحٌ مای حداقلی نیاز دارید تا تصمیم بگیرید، ولی زمانی هم هست که عقل یک مسیر را به شما نشان می دهد و طرف مقابل را طرد می کند، اما شما بر حسب احساس و بر خلاف استدلال عقلی تان عمل می کنید. من گمان نمی کنم منتقدان وقتی میگویند تصمیم به ازدواج مبتنی بر احساس است، منظورشان این باشد که بین ازدواج کردن و ازدواج نکردن، هیچ تفاوتی از حیث استدلال عقلانی نیست، و آنگاه احساس، در مقام یک مرجح حداقلی عمل می کند؛ بحث این است که اساس تصمیمگیری در نُرم ازدواجها، احساسات است، نه استدلالات. این روزها بسیار می شنوید که دختران و پسران دم بخت، میگویند «ازدواج چیزی نیست جز مسئولیت و محدودیت» و این یعنی اینکه ازدواج از نظرشان عقلانی نیست، ولی اتفاقا همین افراد را فردا روزش دست در دست همسر می بینید و وقتی که می پرسید، می گویند بسوزد پدر عاشقی. به هر حال، در اینجا نیز به نظرم بر شماست که به عنوان یک منتقد منصف، نخست تا جای ممکن نظر رقیبتان را تقویت کنید، و آنگاه با در نظر گرفتن همه جوانب، پاسخ همه دخل های مقدر را بدهید؛ نه اینکه استدلال طرف مقابل را ناپخته و ضعیف بینگارید و با همین تصور از استدلال او، پاسخ بدهید.

    ۳٫ در باب بخش ایجابی اثبات اخلاقی بودن ازدواج، با جناب مهر داد همدلی دارم و احساس می کنم جنبه نقلی بودن مقاله تان، در این بخش شدت بیشتری گرفته است. ضمن اینکه آنچه از کانت آورده اید، پاسخگوی ازدواجهای همان زمان است، که رابطه جنسی، موجب فروکاستن از شأن و منزلت «زن» می شد؛ ولی این استدلال کانتی، برای نفی رابطه جنسی غیر از ازدواج، امروزه موجه نیست؛ چراکه در دنیای مدرن غرب، رابطه جنسی از راه غیر ازدواج، دیگر آن تبعات قدیم را برای زن ندارد، و بسا که حتی اگر دختر یا پسری، تا سن مشخصی، آن را تجربه نکرده باشند، ملامت شوند. بنابراین اینجا نیز همچون پاسخ به نقد اول، عنصر زمان و اقتضائات زمانه را نادیده انگاشته اید و این، پاسخ شما را از اعتبار می اندازد.

    آرزومند سلامتی و شادکامی شما

      1. با تشکر از شما جناب مهرداد، من دیدگاه اصلی خودم را در مقاله بیان کرده ام. پرداختن به اشکالات و نقدهایی که از زوایای متعددی صورت گرفته نیازمند فرصت و مجال بیشتری است. همین قدر که دوستان به نظرات من توجه کرده و انها را شایسته تامل و نقد دیده اند گام مثبتی است.

  5. با سلام خدمت دکتر اسلامی،مهرداد و مرتضی طباطبایی
    مقالۀ دکتر اسلامی حتماً مهم است که این دو عزیز چنین نقدهایی وارد میدانند.من در همان روزهای ابتدایی هم نزدیک به بیست صفحه در بررسی مقالۀ دکتر نوشتم.امّا مطمئن نبودم که نقدم وارد است یا خیر.هنوز هم مطمئن نیستم،هانا آرنت گفته بود که:
    “هر وقت مطلبی مینویسید و آن را به جهان می فرستید و آن مطلب عمومی می‌شود،بی‌گمان هر کسی مختار است که هرکاری که می‌خواهد با آن انجام دهد،و باید هم همینطور باشد … باید بکوشید از کاری که دیگران با آن می‌‎کنند چیزی بیاموزید.”
    من هم برای رفع عدم اطمینانم این یاداشت را با دوستان به اشتراک می‌گذارم تا از نظر ایشان استفاده کنم و بیاموزم.
    نقدهای مهرداد و مرتضی باعث شد که من در یادداشتم تجدید نظر کنم تا مطلبم تکراری نباشد.برای پررنگ کردن مطلب مرتضی باید بگویم:
    ۱- در مقالۀ دکتر اسلامی معنای اخلاق مبهم است.راستگویی یک امر اخلاقی و در حوزۀ بایدهای اخلاقی است.متعاقباً،دروغگویی غیر اخلاقی و در حوزۀ نبایدهای اخلاقی است.با این مقدمه،ازدواج در چه معنا اخلاقی است؟و آیا کسی که ازدواج نمی‌کند کاری غیراخلاقی می‌کند؟
    ۲-در مقالۀ دکتر اسلامی نه تنها به زن اشاره‌ای نشده است،بلکه اساساً برای او نوشته نشده است.

    امّا یادداشت پر ایراد خودم :

    مبنای نقدِ ادعایِ غیراخلاقی بودن ازدواج ازسوی دکتر اسلامی در گام نخست،و دفاع از اخلاقی بودن آن در گام دوّم،هر دو مبتنی بر فرهنگ غربی-مسیحی است.شاید این رویکردی مرسوم باشد،اما به اعتقاد نگارندۀ این سطور،این رویکرد به تنهایی درد چندانی از نگرانی‌های نویسنده در ابتدای مقاله دوا نمی‌کند.در واقع نویسنده در همان ابتدا دچار یک تناقض است.از یک سو در «درآمد» از نگرانی خود دربارۀ وضعیت ازدواج در ایران می‌گوید،و از سوی دیگر در،در بخش «دو توضیح» اشاره می‌کنند که وارد بررسی سنت‌های جاری در ایران نمی‌شوند و با وجود آن‌ها همچنان می‌توان از اخلاقی بودن ازدواج دفاع کرد.این تناقض است،چرا؟

    تحریر محل نزاع:
    محل نزاع من با یادداشت دکتر اسلامی این است که ازدواج را چنان از هستۀ اصلی خود منتزع و تبدیل به شیر بی‌یال دُم اشکم کرده‌اند که دیگر نمی‌توان به آن ازدواج گفت.خواننده می‌تواند بگوید چه ایرادی دارد؟زمانی می‌تواند ایرادی نداشته باشد که نویسنده هدفش تنها یک پرسش و پاسخ فلسفی باشد،فارغ از این‌که مخاطب کیست.مانند یک پزشک که وقتی روی اعضای بدن مطالعه می‌کند،فرقی نمی‌کند بدن یک ایرانی باشد یا یک غربی،قلب هر دو را می‌توان به جای یکدیگر پیوند زد.به نظر نگارندۀ این سطور این ایراد به دو دلیل وارد است.نخست،هدف نویسنده تنها یک پرسش و پاسخ فلسفی نبوده و ایشان در ابتدا به نگرانی‌ها اشاره کرده است.دوّم، امّا «مسئله» ازدواج به مانند قلب نیست که فرقی نکند «کجا» بر روی آن مطالعه کنیم . از نظر راقم این سطور،این رویکرد«ناکجا»محور در مسائل فلسفی و اجتماعی راه‌گشا نیست.روی دیگرمسئله«کجا» این است که بپرسیم هدف نویسنده از نوشتن نقد بر ادعایِ غیر اخلاقی بودن ازدواج چه بوده است؟ سه پاسخ را می‌توان از متن بیرون کشید:

    ۱٫پاسخ به مصطفی ملکیان
    ۲٫ هدف نگرانی‌های پیرامون ازدواج در ایران.
    ۳٫ نقد مولر

    لازم به توضیح است که،دکتر اسلامی در انتزاع از فرهنگ ایرانی-اسلامی خود می‌توانند دربارۀ هر موضوعی و به هرشکل بنویسند و انتقاد کنند.در این انتزاع،نزاع من معنایی ندارد. خواننده‌ای که به تأثیر ایرانی-اسلامی بودن نویسنده و«کجا»یی بودن مسئله اعتقادی ندارد، این یادداشت برای او نوشته نشده است.

    ۱٫پاسخ به مصطفی ملکیان
    اگر چه دکتر اسلامی نوشته است که قصدش پاسخ به ملکیان نیست و «از استناد به آن‌ها و تحلیل آن‌ها می‌گذرم، در عین حال بُنمایه آن‌ها را در طول این بحث فراروی خود خواهم داشت»،امّا به اعتقاد نگارندۀ این سطور،«سایه»ملکیان حضور دارد. اگر غرض،پاسخ به ملکیان است، همان‌قدر که ملکیان اشتباه ازدواج را فهمیده است،پاسخ دکتر اسلامی هم به همان اندازه اقناع کننده نیست.دلیل این‌که سایۀ ملکیان حضور دارد،در متنِ مقالۀ دکتر اسلامی وجود دارد. ،وقتی «بُنمایه»ی بحثِ ملکیان «فرارو» باشد، شخصی که در یکی از «پنجگانه»های خود به صراحت اقرار کرده است نمی‌داند «ایران» کجاست و دغدغۀ تمدّن و فرهنگ هم ندارد ،نتیجه آن می‌شود که نویسنده هم در پاسخ می‌گوید به رسوم و سنت‌های جاری در کشور بی اعتنا است.هم ملکیان اشتباه علیه ازدواج سخن گفته و هم متأسفانه دکتر اسلامی به اشتباه له ازدواج نوشته است.از نظر من هر دو مطلب را می‌توان در هر جای دیگر جهان هم چاپ کرد و همچنان فایده نداشته باشد.چرا؟چون هر دو تصویری انتزاعی و غیر ملموس از ازدواج ارائه می‌دهند که «خاک» ندارد.

    ۲٫هدف نگرانی‌های پیرامون ازدواج در ایران

    نیچه گفته بود که فکر باید «خاک» داشته باشد.وقتی از فکر،خاک را حذف کنیم،آن چه می‌ماند،در مورد یادداشت دکتر اسلامی،کاملاً انتزاعی است.فیلسوف بزرگی را در غرب نمی‌شناسیم که به خاک و «مسئله» آن خاک فکر نکرده باشد.حتّی کانت که دکتر اسلامی از آن بسیار استفاده کرده‌اند و به نوعی سرشاخه فیلسوفان تحلیلی است،کتابی به مانند «سنجش خرد ناب» را در پاسخ به بحران زمان خود در فرهنگ غرب نوشته بود.بحرانی که توسط نیوتن ایجاد شده بود.
    اما چرا یادداشت دکتر اسلامی خاک ندارد و برخلاف گفتۀ خودشان،به نظر من هیچ ربطی به ایران ندارد. زیرا در ایران با چنین تصوری از ازدواج روبرو نیستیم. فکر می‌کنید چند نفر در ایران اسم مولر و نقد او بر ازدواج را شنیده باشند که موجب نگرانی شده باشد تا پاسخ به نقدهای او ضرورت پیدا کند.اما در ایران همه آیۀ ۳۳ سورۀ نساء را شنیده‌اند(حتّی اگر قرآن را هرگز نخوانده باشند) و بر مبنای آن در این کشور «قانون» نوشته شده است.اگر دکتر حسن اسلامی که تحصیلات حوزوی و فلسفی دارند،هنگامی که دربارۀ ازدواج می نویسند،به این آیه و سایر سنن جاری در اسلام-ایران اشاره‌ای نکنند،از چه کسی باید انتظار داشت؟فکر می‌کنید در عوض یادداشتی که دکتر اسلامی دربارۀ مولر نوشته است، روزی هم مولر درباره ازدواج در ایران می نویسد؟پاسخ مشخص است،خیر،چون مسئلۀ مولر دربارۀ ازدواج اصلاً ربطی به ما ندارد.اما چرا نویسندگان ما مسائل خاک خود را رها کرده و به مولر پاسخ می دهند.باور کنید مولر باورش نمی شود که چنین اتفاقی افتاده است.بسیار بعید است که در ایران از جوانی بپرسید چرا ازدواج نمی‌کند و پاسخ بدهد که چون غیراخلاقی است و در این صورت دفاع اخلاقی دکتر اسلامی ضرورت پیدا کند.ازدواج در ایران چنان مسائل پیچیده ای دارد که نگارنده معتقد است در توان کانت هم نیست که به آن پاسخ دهد چه برسد به مولر.اما چرا ما این مسائل را رها کرده‌ایم و برای دفاع از ازدواج به نقد مولر پرداخته‌ایم،به نظر من پاسخی فلسفی-تاریخی دارد.اما در هر حال مولر خیلی خوشبخت است که در این طرف کرۀ زمین مقاله‌اش خوانده می‌شود و در عین حال دختران و پسران ایرانی، نگون‌بخت که کسی به مسائل آن‌ها اهمیّتی نمی‌دهد.

    تمام نقد هگل به اخلاق کانت،در این جا به یادداشت دکتر اسلامی وارد است.هگل گفته بود که اخلاق کانت،انتزاعی است و مردم هر فرهنگ با توجه به سنت فکری خود،اصول اخلاقی کانت را می‌فهمند.به عبارت دیگر،ظرف خالی اخلاق کانت،با سنت پر می‌شود.متعاقباً،ازدواج در ایران،به شکلی دکتراسلامی از آن دفاع می‌کنند نیست،ازدواج در ایران و اسلام یعنی همه آیات مربوطه در قرآن،شیربها،مهریه،خواستگاری،بکارت،نفقه و …. .خالی کردن ازدواج از این محتوا،تبدیل کردن آن به چیزی غیر قابل فهم است.

    ازدواج یک امر کاملاً انضمامی است و در حوزه‌ی علوم اجتماعی و مهمتر از همه یک امر حقوقی است.نویسنده بارها از «قرارداد» در ازدواج سخن گفته اند،سؤال این است که این قرارداد در کجا بسته می‌شود؟در کشور مولر؟آسمان(چرا که در برخی کشورها ازدواج بین دختر عمو و پسر عمو غیرقابل پذیرش است،اما در ایران در آسمان‌ها صحبت از آن است!) یا در دفاتر ثبت ازدواج که نهادهایی حقوقی و مدنی هستند!اگر به قرارداد بودن ازدواج اعتقاد دارید،نمی‌توان آن را از قوانین و سنت‌های کشور و فرهنگی که قرارداد ازدواج در آن صورت می‌گیرد،جدا کرد.مگر ازدواج در ایران همان‌طور فهمیده می‌شود که در کشور مولر،که نویسنده برای رفع نگرانی‌ها،نقد مولر را مبنای دفاع از ازدواج قرارداده‌اند.به اعتقاد راقم این سطور،ازدواج در ایران و کشور مولر،دو امر کاملاً متفاوت هستند.نمونه‌های این تفاوت بنیادین(و نه ظاهری) در متن نویسنده هم وجود دارد اما دکتر اسلامی از کنار آن رد شده است.این تفاوت ریشه در مبنای مسیحی ازدواج و تفاوت بنیادین آن با مبنای اسلامی ازدواج است.

    ۳٫ نقد مولر
    به اعتقاد من دکتر اسلامی در پاسخ به مولر موفق نبوده‌اند.چون «بحران» جهان و فرهنگی که مولر در آن زندگی می‌کند به درستی فهمیده نشده است. این بحران هم مانند همۀ بحران‌های غرب،«تاریخ» دارد.تاریخ آن هم به مقالۀ معرف کانت تحت عنوان«روشنگری چیست؟»بر می‌گردد.در آن زمان بحث ازدواج عرفی مطرح شده بود.ازدواج در غرب بر دو نوع است.ازدواج در شهرداری که جنبۀ عرفی دارد و ازدواج در کلیسا که جنبه معنوی دارد.در زمان کانت منتقدان ازدواج عرفی،ریشۀ این بحث را در «کلمۀ قبیحۀ» «روشنگری» می دانستند که مندلسون و کانت به دفاع از روشنگری برخواستند.اما این بحران چرا مهم است و چرا ازدواج عرفی منتقد دارد؟

    یکی از مبناهای نقد مولر بر ازدواج،عدم امکان مادام‌العمر بودن آن است،یعنی مولر معتقد است ازدواج نمی‌تواند تا پایان عمر زوجین دوام داشته باشد.از این رو این تعهد غلط و غیر عقلانی است.اما چرا مولر و مخاطبان او در غرب ازدواج را امری مادام العمر و مقدس می‌فهمند؟ به یک دلیل که در جهان اسلام تقریباً ناشناخته است.در مسیحیت طلاق نداریم!اما در اسلام طلاق به رسمیت شناخته شده و اهمیّت آن تا حد یک سوره در کتاب مقدس مسلمانان است.نوشته مولر و سایر همفکران،از این بحران می‌آید که در مسیحیت طلاق وجود ندارد،یعنی کلیسا آن را به رسمیت نمی‌شناسد و تلاش‌های مولر و سایرین برای حل این بحران است.اگر چه به اعتقاد نگارنده،استدلال‌های مولر سست و به غنای تاریخ پیش از خود نیست.اما این فهم از ازدواج در غرب ریشه در کجا دارد؟

    کلیسا(Ecclesia) در زبان لاتینی،کلمه‌ای مؤنث است و به معنای اجتماع امّت و «زوجه‌»ای است که عیسی مسیح «زوج» آن است.این دریافت مبتنی بر الهیات مسیحی است.از این رو نسبت عیسی مسیح به کلیسا و کلیسا به امّت دارای ساحت«قدسانی» است.به همین علّت در غرب مسیحی،ازدواج در کلیسا صورت می‌گیرد.همان‌طور که رابطۀ عیسی مسیح و کلیسا قدسانی است،ازدواج در مسیحیت هم ساحت قدسانی دارد.متعاقباً،همان‌طور که جدایی کلیسا و عیسی مسیح،غیر ممکن است،طلاق در مسیحیت وجود ندارد.این مبنای ازدواج در مسیحیت از بنیاد با مبنای ازدواج در اسلام متفاوت است.در اسلام ازدواج در مسجد صورت نمی‌گیرد و عاقد الزاماً،روحانی نیست.به عبارت دیگر،ازدواج در مسیحیت یک قرارداد نیست که بتوان آن را فسخ کرد.
    چرا دکتر اسلامی در نقد مولر موفق نبوده اند؟
    ۱-برای مولر،همان‌طور که عشق مادام‌العمر ممکن نیست،ازدواج مادام‌العمر هم ممکن نیست.مولر سعی کرده بنیاد را بزند.بنیادی که به خودشان مربوط است.شهروند امّت مسیحی باید نگران به خطر افتادن مادام‌العمر بودن ازدواج باشد و نه «شهروند» امّت اسلامی،زیرا در آن طلاق رسمیت ندارد،اما در این نه تنها طلاق به رسمیت شناخته شده است،بلکه طبق سنت،ازدواج موقت هم ممکن است.با این مقدمات،ورود دکتر اسلامی و یا دیگران،به این نگرانی مسیحی که مادام العمر بودن ازدواج ممکن است به خطر بیفتد،موضوعیّت ندارد. همچنین،دکتر اسلامی به جای اینکه در دفاع از بنیاد مسیحی بنویسد،به متون ایرانی-اسلامی اشاره می‌کنند که هیچ ربطی به مولر و دنیای غربی-مسیحی ندارد. مولر اگر می‌دانست چنین اتفاقی ممکن است که تعهد مادام‌العمر نداد،این استدلال را مطرح نمی‌کرد.دکتر اسلامی لازم نبود که به استدلال مولر به این شکل پاسخ دهد،کافی بود بحث صیغه را مطرح کنند.در ایران،می‌توان ازدواج کرد و تعهد مادام‌العمر نداد، از این رو نقد مولر هیچ ربطی به ما ندارد.فراموش نشود صیغه در اسلام، یک «سنت» است و «نص» دارد.

    ۲-درست در نقطۀ مقابل مسیحیت،در اسلام ازدواج یک قرارداد است و مبنای حقوقی دارد.دکتر اسلامی از من بهتر می‌دانند که این دریافت حقوقی از ازدواج،برداشت من نیست و مبتنی بر قرآن است. ده‌ها آیه در قرآن درباره ازدواج همگی مبنای حقوقی دارند.از این رو،ورود دکتر اسلامی و هر کس دیگری به «نهاد» ازدواج از منظری که مولر به آن وارد شده است، با سنت و فرهنگ این کشور بیگانه است.در مسیحیت بر خلاف اسلام،طلاق طبق حدیث«اَبغضُ الاشیاء» نیست.اما برخورد دکتر اسلامی با ازدواج در نقدشان،مبتنی بر دریافت مسیحی از آن است.من می توانم از دکتر اسلامی بپرسم که این یادداشت برای چه مخاطبانی نوشته است،برای شهروندان کشور مولر یا همان طور که زبان فارسی آن نشان می‌دهد،برای شهروندان امّت اسلام؟در هر حال این تناقض وجود دارد که دکتر اسلامی از نگرانی ابتدای مقاله صحبت می‌کنند،اما در عین حال در دفاع از ازدواج مسیحی نوشته‌اند. ازدواج،مانند خیلی از امور دیگر در اسلام،از اساس دنیوی و اجتماعی هستند.برای همین است که ازدواج،همان‌طور که دکتر اسلامی بارها در مقالۀ خود آورده‌اند،یک «نهاد» است و نهاد یک امر اجتماعی و در اسلام حقوقی است.قرآن کتاب شریعت مسلمانان است. و این یک جمله از سر بازیچه نیست.ازدواج در اسلام «نص» دارد و هرگونه بررسی ازدواج،در بی اعتنایی به این نص،خالی از اشکال نیست.

    ممکن است خواننده بگوید،دکتر اسلامی دوست داشته است پاسخ مولر را بدهد،از نظر من هم هیچ اشکالی ندارد،اما همان‌طور که گفتم،در ایران جوانان به خاطر نقد مولر،از ازدواج هراس ندارند.با این مقدمات پاسخ دکتر به نقد مولر،به نگرانی‌های مطرح شده درباره ازدواج در ابتدای مقاله بی‌ارتباط است.در ایران اصلاً به جنبه‌های اخلاقی ازدواج فکر نمی‌شود،یعنی مسئله جوانان این نیست.آن قدر که تالار ،گروه موسیقی،ماشین عروس،لباس و طلا و در بهترین حالت،مهریه و بچه و …مهم است،مسائل اخلاقی نه تنها مهم،بلکه اصلاً مطرح نیست!

    اگر دکتر اسلامی در ابتدای مقاله از نگرانی‌ها در جامعه صحبت نمی‌کردند،نقد من هم اساساً بی‌ربط بود،دکتر اسلامی می‌تواند در یک تلاش علمی،که هیچ اشکالی هم ندارد،در پاسخ به مولر،تمرین فلسفی-کانتی کنند.اما دیگر این تمرین ربطی به آن دغدغه‌ها ندارد.

    پ.ن.:همان‌طور که گفتم اصلاً مطمئن نیستم نقدهای من وارد باشد.امّا در هر حال یادداشت‌های دکتر اسلامی برای من بسیار مهم هستند و حتّی اگر بعد از یادداشتی از ایشان مطلبی نمی‌نویسم،به این معنا نیست که نخوانده‌ام،بلکه سواد نوشتن را نداشته‌ام.این بار جسارت کردم و امیدوارم به این جسارت به دید بازیگوشی یک مبتدی فهمیده نگاه شود.

    سلامتی و شادی برای دکتر اسلامی

    1. جناب مرادی ممنونم. همین که به دقت مقاله مرا خواندید و برای نقادی آن به تعبیر قدما «زیت فکرت» سوختید مایه شادمانی من است. اگر مقاله من چنین پژواکهایی داشته است و کسانی را به تامل و پاسخ بر انگیخته است، پاداش خود را گرفته ام. هرچند هدف عمومی من اقناع مخاطب بوده است، اما انتظار ندارم که همه قانع شوند و نمیشوند. با این حال، نکاتی را گفته اید خواندم و در زمان مناسب به انها خواهم پرداخت
      شادکام باشید

  6. با سلام. قریب دو ماه و نیم پیش، تأملاتی را درباره مقاله حضرتعالی در کامنتی درج کردم که تا کنون هیچ واکنشی نسبت به آن نداشته اید. خوشحال خواهم شد اگر پاسختان را آفتابی فرمایید تا بهره ای ببرم.

    1. با درود به شما
      الان یادم نمیاید که در چه زمنیه یوده است کامنت شما. اما من معمولا انچه را که پاسخ دادنی باشد بلافاصله پاسخ میدهم و اگر نیاز به ارجاع داشته باشد به منبعی یا منابعی ارجاع میدهم.

    1. با درود به شما اقای طباطبایی،
      بلی دوباره دیدم. با تشکر از تامل شما، در این جا فرصت پاسخگویی به یکایک اشکالات شما نیست. من هم در پی دفاع از ان شکل سنتی ازداواج نبوده ام و قصدم کور کردن چشم کسی نبوده است. در برابر اینکه نمیتوان ازدواج را بر عشق که امری متغیر است استوار کرد، خواسته ام نشان دهم که لازم نیست که ازدواج لزوما بر عشق مبتنی باشد و در طول تاریخ نبوده است.
      آن حمل بر صحتی که می فرمایید، احتمالا دامن مقاله مرا هم میگیرد. سالها است که این مسئله ذهنم را درگیر کرده است و کوشیده ام به اختصار و در حد یک مقاله ۵۰۰۰ کلمه ای و با فرض گرفتن بسیاری از مفروضات، بحثی مشخص را طرح کنم و معتقدم که در کارم در مجموع موفق بوده ام. حال اگر شما همجنان بر ان خرده های جدی دارید، میتوانید بحثتان را شکل مستقلی به جامعه علمی عرضه کنید تا مورد قضاوت قرار گیرد یا دعا کنید تا فرصت دوباره ای پیدا کنم و خودم این بحث را پی بگیرم و به ملاحضات شما هم بپردازم. اما در این جا دیگر بیش از این امکان طرح بحث نیست.
      پایدار باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *