بایگانی برچسب: اخلاق نوشتن

مقاله «فضیلت نوشتن»

فضیلت نوشتن
حیوان نویسا / مهارتی گریزناپذیر / چرا می نویسیم؟ / چگونه بنویسیم؟ / چقدر بنویسیم؟

ما می‌کوشیم از نوشتن بگریزیم. اشکالی هم ندارد. در سطح زیست غریزی، هیچ نیازی به نوشتن نداریم؛ همان گونه که حیوانات دیگر به این کار نیاز ندارند. با این حال، اگر بخواهیم به سطح تمدنی و انسانی گام بگذاریم، ناگزیریم فضیلت‌هایی را در خود پرورش دهیم که یکی از آنها نوشتن است.

در سنت یونانی، هرمس، پیام‌آور آسمانی، نوشتن را به بشر آموخت و در سنت اسلامی ادریس نبی نخستین کسی بود که بشر را با کتابت آشنا کرد. این مسئله گویای اهمیت نوشتن در فرهنگ بشری است.

چرا می نویسیم؟ چهار دلیل اصلی نویسندگان: (۱) خودخواهی؛ (۲) اشتیاق به اظهار زیبایی؛ (۳) دغدغه‌های تاریخی؛ (۴) انگیزه‌های سیاسی.

شمار قابل توجهی از بهترین نویسندگان، چه در یونان باستان، چه در جهان اسلام و چه در غرب معاصر از پرکاران بوده اند … پرنویسی رابه طور کلی خطا دانستن، خود خطا است.

خواندن/دریافت مقاله

+ لینک در کانال تلگرامی: https://t.me/hassan_eslami/85

@hassan_eslami

نقد های نانوشته و حسرت برجامانده

یادداشت «نقدهای نانوشته و حسرت برجامانده» نوشته دکتر سید حسن اسلامی اردکانی در دومین شماره «فصلنامه تخصصی نقد کتاب اخلاق، علوم تربیتی و روانشناسی» به عنوان یادداشت سردبیر منتشر شده است. می توانید فایل پی دی اف مقاله حاضر و سایر مطالب این شماره را از اینجا دانلود کنید.
***
سال‌ها پیش کتابی منتشر شد که از نظر من سرشار از خطا و نادرستی بود. نوشته‌ای بود متملقانه، سست، و سرشار از ادعاهای نامدلل و گاه دروغین در دفاع از فلسفه‌ستیزان. با مرور مختصر آن، سریع کاستی‌هایش را دریافتم و یادداشت کردم. نقد این کتاب برایم بسیار آسان بود و به تعبیر رایج، راه دستم بود. اما ملاحظاتی غیرعلمی و مثلاً دوستانه، مانع از آن شد که آن را نقد کنم. یادداشت‌ها و تأملاتم را نادیده گرفتم، دندان بر جگر فشردم، و از کنار آن کتاب باز مثلاً «کریمانه» گذشتم. اما امروزه یکی از حسرت‌های تلخ زندگی من آن است که چرا تسلیم این قبیل ملاحظات شدم و نقد خود را منتشر نکردم. این کتاب آینه دق من شده است و هر گاه آن را می‌بینم، احساس گناه و حقارت می‌کنم. اخیراً تنها کاری که توانستم بکنم، این بود که آن را از کتاب‌خانه خود خارج کردم. اما یاد این تجربه و این کوتاه‌آمدن ناموجه همچنان آزارم می‌دهد.
تصور می‌کنم بخش چشم‌گیری از اهل قلم چنین تجربه‌هایی داشته باشند. با بسیار کسان سخن گفته‌ام و از آنان شنیده‌ام که این کتاب یا آن کتاب از نظر فنی، محتوایی، ساختاری و … ضعیف و سست و کم‌بنیه است. اما هنگامی که پیشنهاد کرده‌ام آن را نقد کنند، غالباً پاسخ‌هایی داده‌اند که بیش از آن که ناظر به مسائل علمی باشد، بیانگر ملاحظات بیرونی و مسائلی از قبیل احتمال «رنجیدن» نویسنده یا مترجم آن کتاب بوده است. نمی‌خواهم تجربه خودم را لزوماً تعمیم دهم. اما فکر می‌کنم این کسان روزی بابت این قبیل ملاحظات نادرست و گاه ضداخلاقی، غصه خواهند خورد.
دشواری مسئله آن است که تقریباً همه ما از وضع نابسامان نشر و نقد و تولید دانش نگرانیم و آماده سخنرانی‌های طویل و عریض در این عرصه هستیم. اما هنگامی که از ما خواسته می‌شود هر یک از ما به سهم خودمان، اندکی در این زمینه کاری کنیم و گامی برداریم، با هزاران توجیه معیوب و ضایع مواجه می‌شویم. همه انتظار داریم که وضع نقد و نشر در کشورمان بسامان شود، نویسندگان ظرفیت نقدپذیری داشته باشند، ناقدان درست نقد کنند، ناشران چنین و چنان کنند، مترجمان فلان مسائل را همواره مد نظر داشته باشند و …، حال آن‌که غالباً حاضر نیستیم اندک هزینه‌ای در این راه متحمل شویم و خود، به تعبیر بوسعید، برخیزیم و گامی فراپیش نهیم. این مسئله هنگامی برایم آشکارتر شد که سردبیری این فصل‌نامه را پذیرفتم. تقریباً به هر کسی که دستی به قلم دارد و می‌شناسمش، رو زده‌ام و مصرانه از او خواسته‌ام مطلبی برای مجله بنویسد. اما غالباً دست خالی بازگشته‌ام. عجیب‌تر آن‌که برخی از این کسان، بعد از نشر نخستین شماره، از این‌که فلان کتاب نقد نشده یا جنبه انتقادی این مقالات نیرومند نیست، یا آن‌که چرا از فلان و فلان نویسنده منتقد مطلبی نیامده است، گله می‌کردند.
این رفتار، یادآور منش برخی اطرافیان حضرت علی (ع) است. تا هنگامی که تنور جنگ تافته نشده بود، مدعیان فراوانی آماده نبرد بودند، اما همین که طبل جنگ به صدا درمی‌آمد، این مدعیان خود را کنار می‌کشیدند و از همراهی با حضرت تن می‌زدند. امام خطاب به این کسان در خطبه‌ای می‌گوید:
تقولون فی المجالس کیت و کیت. فاذا جاء القتال، قلتم حیدی حیادِ.
در بزم، جوینده مردِ ستیزید و در رزم، پوینده راهِ گریز.۱
خانم برونی ویر، پرستار استرالیایی، کتابی دارد به نام پنج حسرت نخست میرندگان.۲ این کتاب حاصل تجربیات او از دیدن و سرکردن با بیماران متعدد است. وی با مشاهده بیماران بسیاری که مشرف به مرگ بودند، حسرت‌های اصلی آن‌ها را برمی‌شمرد. یکی از این حسرت‌ها بی‌صداقتی با خود و تن‌دادن به ملاحظات فراوان گذرای بیرونی است. از دید وی، بسیاری از این بیماران عمده زندگی خود را با نقابی دروغین بر صورت سر می‌کردند و می‌کوشیدند به جای کسب رضایت باطنی و حقیقی، رضایت دیگران را جلب کنند. اما در پایان کار، ناگاه متوجه می‌شدند که به قیمت کسب رضایت دیگران، از بسیاری خواسته‌های درست خود دست کشیده‌اند و اینک باید با دنیایی حسرت، دنیا را ترک کنند.
امیدوارم هیچ یک از ما، اهل قلم، در آستانه مرگ، از این‌که این یا آن کتاب را نقد نکرده‌ایم، حسرت نبریم و اگر کتابی شایسته گزارش و نقد یافتیم، به جای آن‌که منتظر باشیم دیگران این کار را بکنند و هزینه آن را بپردازند، خود دست‌به‌کار شویم و به پیشبرد و گسترش فرهنگ نقد یاری برسانیم.


۱- نهج البلاغه، خطبه ۲۹؛ ترجمه: سید جعفر شهیدی، تهران: علمی و فرهنگی، ۱۳۷۹، ص۳۰.
۲- . The Top Five Regrets of the Dying: A Life Transformed by the Dearly Departing, by Bronnie Ware, Hay House, Carlsbad, CA, ۲۰۱۲

 

مقاله «تقابل پرنویسی و خوب‌نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی»

تقابل پرنویسی و خوب نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی – سید حسن اسلامی

بارها این ترجیع‌بند را شنیده‌ایم که «یک دسته گل دماغ‌پرور، از خرمن صد گیاه بهتر». کسانی با تکرار این سخن، پرکاری را در هر عرصه‌ای مجاز بشمارند، در عرصه تألیف و تصنیف جرمی نابخشودنی می‌دانند و همواره از کسانی که اهل قلم و پرکار هستند درباره چند و چون کارشان پرسش می‌کنند. از این منظر، اصل بر ننوشتن، و یا حداکثر، کم نوشتن است. لذا هر کس کمی بیشتر نوشت، باید پاسخ‌گوی کارش باشد.
در مقاله «تقابل پرنویسی و خوب‌نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی» که به تازگی در فصلنامه علمی-پژوهشی راهبرد فرهنگ (شماره ۲۵، بهار ۱۳۹۳، ص۱۰۵-۱۲۸) منتشر شده است، به گزارش این نگرش، دلایلی که به سود آن به دست داده می‌شود، صورت‌بندی و تحلیل آن‌ها پرداخته‌ام و کوشیده ام ناکارآمدی آن‌ها را نشان دهم.
گفتنی است که سه نسخه از مجله‌ای که مقاله‌ام در آن چاپ شده است، برایم ارسال کرده‌اند و در هر سه نسخه، تنها یک سوم مقاله من چاپ شده است. یعنی تنها هشت صفحه اول مقاله‌ام آمده است و در ادامه ۱۶ صفحه یعنی دو فرم کامل از مقاله دیگری در این جا به صورت تکراری چاپ شده است. باز هم جای شکرش باقی است که   یک سوم مقاله‌ام چاپ شده است!
(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.com/?p=475)

مقاله «سرشت و ساختار مقالات اخلاقی: اصول راهنما»

سرشت و ساختار مقالات اخلاقی: اصول راهنما – سید حسن اسلامی اردکانی

بسیاری از مقالاتی که در مجلات علمی منتشر می‌شود، فاقد چارچوب و نظم منطقی است و نویسندگانشان با ساختار مقالات و کارکرد اجزای آنها آشنا نیستند. در نتیجه، گاه بخشی از نتیجه مقاله، در چکیده بازنویسی می‌شود و گاه در خاتمه نتایجی عرضه می‌شود که هیچ ریشه‌ای در بدنه مقاله نداشته است. طی سال‌های متمادی خواندن و داوری این دست مقالات و با استفاده از تجارب خودم در نگارش مقالات دیگر، بر آن شدم تا در مقاله «سرشت و ساختار مقالات اخلاقی: اصول راهنما» در حد دانش خودم کارکرد اجزای اساسی یک مقاله خوب و شرایط صوری و محتوایی نگارش آن را بنگارم. حاصل کار این مقاله است که در فصلنامه علمی-پژوهشی پژوهشنامه اخلاق، شماره ۲۲، زمستان ۱۳۹۲، ص۷-۳۲، منتشر شده است.

خواندن / دریافت مقاله

(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.com/?p=452)

مقاله «ده نکته درباره “سرقات ادبی”»

ده نکته درباره سرقات ادبی – دکتر سید حسن اسلامی

در سال ۹۲ کتابی منتشر شد به نام سرقات ادبی. سردبیر کتاب ماه کلیات، جناب دکتر مطلبی، از من خواست نقدگونه‌ای بر این کتاب بنویسم تا در شماره ویژه سرقت علمی منتشر شود. من هم مقاله کوتاهی نوشتم به نام ده نکته درباره سرقات ادبی و طی آن‌ها ایده‌های اصلی خودم را گنجاندم. این مقاله در کتاب ماه کلیات، شماره ۱۹۷ اردیبهشت سال جاری منتشر شده است.

(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.com/?p=398)

مقاله «و ما ادریک ما السارق؟ سرشت و سویه‌های غیر اخلاقی انتحال»

و ما ادریک ما السارق؟ سرشت و سویه های غیراخلاقی انتحال – دکتر سید حسن اسلامی

انتحال و سرقت علمی موریانه‌وار بنیادهای علم و تحقیق را در کشور ما سست کرده است و این بیماری به صورت فراگیری درآمده است و در سطوح مختلف آثارش مشاهده می‌شود. بدتر از این بیماری آن است که هنوز برای عده‌ای این عمل، قبحی ندارد و کوشش می‌شود تا به‌نحوی شناعت آن تلطیف گردد و حتی ادعا می‌شود که این عمل در سنت ما به رسمیت شناخته شده بوده است. و قبح انتحال، پدیده‌ای غربی است. در مقاله پیش رو، که در کتاب ماه کلیات، (شماره ۱۹۷، اردیبهشت ۹۳ منتشر شده است، باز به این مسئله پرداخته‌ام و کوشیده‌ام تازه‌ترین تأملات و تألمات خود را در این باب بنگارم.

خواندن / دریافت مقاله

مقاله در سایت مجله

(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.com/?p=301)

مقاله «اخلاق نگارش: رهیافتی فضیلت‌گرا»

سال‌ها است که دغدغه اخلاق نگارش و پژوهش رهایم نمی‌کند. به تازگی بخشی از این دغدغه را در قالب مقاله «اخلاق نگارش: رهیافتی فضیلت‌گرا» در آینه پژوهش (شماره ۱۴۳-۱۴۴، آذر-اسفند ۱۳۹۲) منتشر کرده‌ام. تنها نکته گفتنی آن است که در این مقاله به جای نگرش پیامدگرایانه یا تکلیف‌گرایانه، از رهیافت فضیلت‌گرایانه که قدمتی دیرین دارد، و در عین حال به تازگی به مثابه رقیبی نیرومند در برابر نظریه‌های اخلاقی رایج قد علم کرده است، بهره برده‌ و به تحلیل و گزارش اخلاق نگارش پرداخته‌ام.

استعفا از وزارت به سبب انتحال

آنت شوان وزیر آموزش آلمان و یار نزدیک مرکل، به انتحال در رساله دکتری خود متهم شد و ناگزیر به اسعفا در روز یک شنبه، ۲۴ فوریه، ۲۰۱۳ شد. این رساله سی سال پیش نوشته شد بود و دانشگاه دوسلدورف مدرک دکتری او را نیز پس گرفت.
German Education Minister Annette Schavan resigned on Saturday after being stripped of her doctorate for alleged plagiarism, in an embarrassing blow to her ally Angela Merkel. The move came four days after the University of Duesseldorf ruled Schavan, a close confidante to the chancellor, had “systematically and intentionally” copied parts of her thesis, and withdrew her Ph.D, granted more than 30 years ago.

مقاله « اخلاق پژوهش در تاریخ»

اخلاق پژوهش در تاریخ – دکتر سید حسن اسلامی

مقاله ام با عنوان «اخلاق پژوهش در تاریخ» در شماره بهمن ماه ۱۳۹۱ در کتاب ماه تاریخ و جغرافیا منتشر شد.

خواندن / دریافت مقاله

کتاب «نوشتن در جزایر پراکنده: جستارهایی در اخلاق پژوهش»

نوشتن در جزایر پراکنده: جستارهایی در اخلاق پژوهش یکی دیگر از دو کتاب اخیر من است. در بیست و یکمین جشنواره کتاب فصل از این کتاب تقدیر شد.
معرفی مختصر کتاب را میتوانید در خبرگزاری کتاب ایران یا روزنامه رسالت ببینید.