بایگانی برچسب: ترجمه اصطلاحات

عشق وامق یا مصیبت آبلار: معضل تغییر نام‌های خاص در ترجمه

کتاب معرفت‌شناسی خانم لیندا زاگزبسکی با ترجمه خوب آقای کاوه بهبهانی به دستم رسید و بخش‌هایی از آن را خواندم. در پی آن علاقه‌مند شدم تا به دیگر ترجمه‌های وی نگاهی بکنم و دیدم که الحق کارش خوب و ستودنی است. مدتها بود کمتر ترجمه خوبی از نسل جوان دیده بودم. به هر حال این سه ترجمه را مروری کردم و در مجموع خواندنی یافتمشان.

اما نکته‌ای که در ترجمه کتاب معرفت‌شناسی نظرم را گرفت و مرا به نوشتن این یادداشت بر انگیخت، آن بود که در جایی از این کتاب زاگزبسکی، نوشته بود: ادامه‌ی خواندن

از توصیه تا چشم‌انداز: درباره بدخوانی کلمات انگلیسی

گاه مترجم کلمه‌ای را در متن انگلیسی بد می‌خواند و بد ترجمه می‌کند و ناخواسته و نادانسته معادلی را در ترجمه خود می‌گنجاند که مثل وصله ناهمرنگ توی ذوق خواننده موشکاف می‌زند. مترجمان و منتقدان حرفه ای از جمله آقای بهاء الدین خرمشاهی در آثار مختلف خود مواردی از این دست را نقل کرده اند. اما همچنان می‌توان نمونه‌های متعددی از آن به دست داد که ظاهراً هیچکس از آن رهایی ندارد. به تازگی ترجمه مصاحبه با توماس بالدوین، فیلسوف انگلیسی و سردبیر مجله ذهن (Mind) و رئیس انجمن ارسطویی، درباره مور را در کتاب ماه فلسفه، شماره ۳۹، آذر ۱۳۸۹، بازخوانی می‌کردم که به این عبارت رسیدم: ادامه‌ی خواندن

پرهیز از واژه‌های تابو یا بی‌دقتی در ترجمه

دوستی دارم که در حوزه معرفت‌شناسی کار می‌کند و سال‌ها است تکلیف خودش را با ترجمه‌های موجود در این عرصه روشن کرده است. از کنار آن‌ها راحت می‌گذرد؛ شتر دیدی، ندیدی.
اما من نه مثل او معرفت‌شناس هستم که از خیر این ترجمه‌ها یکسره بگذرم و نه آن قدر «بی‌معرفت» که متوجه برخی از خطاهای جدی آن‌ها نشوم. برای همین متحیر و معلق مانده‌ام؛ نه آن‌ها را پاک نادیده می‌گیرم، نه از خواندشان لذتی می‌برم.
اخیراً ترجمه کتاب معرفت‌شناسی[۱] نوشته لوئیس پویمن را مرور و با متن اصلی گاه به گاه مقایسه می‌کردم. به این مثال رسیدم:  ادامه‌ی خواندن