بایگانی برچسب: سفر

« فلسفه و صخره نوردی »

philosophy-climbing-seyyed-hassan-eslami.jpg

فلسفه و صخره نوردی

« فلسفه و صخره نوردی » منتشرشده در فصلنامه نقد کتاب کلام، فلسفه، عرفان (۵-۶)، صفحات ۲۴۳-۲۵۶.

شاید کنار هم گذاشتن این دو فعالیت بشری، کمی عجیب به نظر برسد؛ فلسفه انتزاعی‌ترین و نظری‌ترین فعالیت ذهنی انسان است، حال آن‌که صخره‌نوردی و کوه‌نوردی عینی‌ترین و شاید زمخت‌ترین فعالیت فیزیکی انسانی قلمداد شوند. به نظر می‌رسد فلاسفه در برج عاج تأملات نظری خود پناه گرفته و در حالی که مانند تالس، از چاله پیش پای خود خبر ندارند، سر در کار آسمان‌ها کرده‌اند. و از آن غریب‌تر، سقراط با افتخار این در چاله‌افتادن را نشان فیلسوفی می‌داند (افلاطون، ۱۳۶۷: ۳/۱۴۱۰). برعکس، کوه‌نوردان و سنگ‌نوردان ماجراجویانی هستند که از خزیدن به کنجی و گوشه‌نشینی بیزارند و در پی فتح قله‌های بزرگ و بالارفتن از دیواره‌های صاف و عمودی و گاه با شیب منفی هستند و از چنگ‌زدن و گلاویزشدن با صخره‌ها لذت می‌برند، هرچند این کارها مرگ آنان را در پی داشته باشد. کافی است آمار تلفات صخره‌نوردان را، به هنگام صعود و فرود، و آمار تلفات فلاسفه را، البته به هنگام فلسفه‌ورزی، مقایسه کنیم، تا متوجه تفاوت عمیق میان این دو فعالیت شویم. خطاهای فلاسفه معمولاً مرگ آنان را در پی ندارد، حال آن‌که خطایی کوچک هنگام صعود از دیواره‌ای می‌تواند نتایج مرگ‌بار در پی داشته باشد. حال بگذریم از این‌که فلاسفه‌ای مانند آلوین پلانتینگا، آرنی نایس، فیلسوف نروژی، و هانس کونگ کوه‌نوردان حرفه‌ای هستند، به نظر می‌رسد این دو فعالیت از هم فاصله زیادی دارند.با این حال، کتاب صخره‌نوردی: فلسفه برای همه، چشم‌انداز دیگری بر ما می‌گشاید. در این کتاب نوزده تن، که عمدتاً از استادان شاخه‌های گوناگون فلسفه، از فلسفه سیاسی گرفته تا معرفت‌شناسی هستند و همگی آنان سنگ‌نوردان حرفه‌ای هم هستند و گاه در دل کوهستان و در هنگامه صعود نیز بحث فلسفی را فراموش نمی‌کنند، گرد هم آمده‌اند تا ابعاد فلسفی سنگ‌نوردی و کوه‌نوردی را بازگویند.

خواندن/دریافت مقاله 

 

ما کدام بخش «پیکره معرفت» هستیم؟

پیکره معرفت - عکس از سید حسن اسلامی

پیکره معرفت – عکس از سید حسن اسلامی

در پردیس جدید دانشگاه گوته، فرانکفورت، تندیسی با ارتفاع حدود ۶ متر فلزی از حروف الفبای زبان‌های گوناگون نصب شده است که بازگوی مشارکت همه فرهنگ‌ها در پدید آوردن معرفت جهانی است. حروف عربی-فارسی، از جمله ح، ث، ل، در این پیکره فراوان دیده می‌شود و تا سر تندیس را هم پوشانده است. اما واقعاً جای پرسش است که ما فعلاً کدام بخش پیکره معرفت را در جهان امروز تشکیل می‌دهیم؟ این تندیس را چهار سال قبل دیدم و تا کنون این پرسش رهایم نکرده است. باز با دیدن این تندیس اسیر این پرسش هستی‌سوز شدم، به گفته خسرو گلسرخی: «ثقل زمین کجا است؟ من در کجای جهان ایستاده‌ام؟»
پیکره معرفت - عکس از سید حسن اسلامی

پیکره معرفت – عکس از سید حسن اسلامی

گفتنی است که این تندیس زیبا به دست هومی پلنسا (Jaume Plensa) هنرمند اسپانیایی، ساخته و در سال ۲۰۱۰ در این دانشگاه نصب شده است.
من این عکس ها را در ۳۰/۲/۹۴ (۲۰ می ۲۰۱۵) گرفته‌ام.

می توانید نسخه کامل/جدیدتر را در اینجا ببینید.

شنا ممنوع!

شنا ممنوع! (زاینده رود، تیر ماه ۱۳۹۳) – سید حسن اسلامی

یادش به خیر. گویا زمانی می‌شد در تابستان در این رودخانه یواشکی شنا کرد و دو لذت برد. یکی لذت آب تنی، و دیگری لذت قانون شکنی! اما دریغ که دیگر خبری از این لذت‌ها نیست. کاش شهرداری این تابلو را می‌کند تا دیگر کسی حسرت گذشته را نخورد. شاید هم بودنش بد نباشد و یادمان بیاورد که زمانی در این رودخانه آن قدر آب بود که می‌شد شنا کرد و آن قدر این شنا کردن رواج داشت که شهرداری مجبور می‌شد با زدن تابلوهایی از این دست، ممنوعش کند. اصولاً نعمت را تا از دست ندهیم قدرش را نمی‌دانیم.
این عکس را پنجشنبه ۱۳ تیرماه جاری از زاینده رود گرفته‌ام.