مقاله «تقابل پرنویسی و خوب‌نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی»

تقابل پرنویسی و خوب نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی – سید حسن اسلامی

بارها این ترجیع‌بند را شنیده‌ایم که «یک دسته گل دماغ‌پرور، از خرمن صد گیاه بهتر». کسانی با تکرار این سخن، پرکاری را در هر عرصه‌ای مجاز بشمارند، در عرصه تألیف و تصنیف جرمی نابخشودنی می‌دانند و همواره از کسانی که اهل قلم و پرکار هستند درباره چند و چون کارشان پرسش می‌کنند. از این منظر، اصل بر ننوشتن، و یا حداکثر، کم نوشتن است. لذا هر کس کمی بیشتر نوشت، باید پاسخ‌گوی کارش باشد.
در مقاله «تقابل پرنویسی و خوب‌نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی» که به تازگی در فصلنامه علمی-پژوهشی راهبرد فرهنگ (شماره ۲۵، بهار ۱۳۹۳، ص۱۰۵-۱۲۸) منتشر شده است، به گزارش این نگرش، دلایلی که به سود آن به دست داده می‌شود، صورت‌بندی و تحلیل آن‌ها پرداخته‌ام و کوشیده ام ناکارآمدی آن‌ها را نشان دهم.
گفتنی است که سه نسخه از مجله‌ای که مقاله‌ام در آن چاپ شده است، برایم ارسال کرده‌اند و در هر سه نسخه، تنها یک سوم مقاله من چاپ شده است. یعنی تنها هشت صفحه اول مقاله‌ام آمده است و در ادامه ۱۶ صفحه یعنی دو فرم کامل از مقاله دیگری در این جا به صورت تکراری چاپ شده است. باز هم جای شکرش باقی است که   یک سوم مقاله‌ام چاپ شده است!
(لینک کوتاه به این مطلب: http://hassaneslami.com/?p=475)

یک دیدگاه 18 در “مقاله «تقابل پرنویسی و خوب‌نویسی در تولید علم: تحلیلی انتقادی»

  1. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی
    بنده از طریق فایلهای صوتی کلاس اخلاق فضیلت با شما آشنا شدم. و بعدها گهگاه مقالات شما را میخواندم. خوشبختانه در میان انبوه مقالاتی که نوشته میشود مقالات شما هم جذاب و هم آموزنده هستند. تنها یکبار شما را آن هم در جلسه مصاحبه برای دانشگاه قم زیارت کردم. همان طور که دغدغه شما را آن دیدم خیلی خوشحال میشوم به ما دانشجویان شیوه نوشتن آسان و همه فهم و در عین حال علمی را بیاموزید. یکی از معضلات خود من برای نوشتن یک مقاله این است که اصلا نمیدانم از کجا باید شروع کنم؟ و چطور میتوانم سرعت خود را بدون کپی کاری (که حتی متاسفانه به قول شما برخی از اساتید ما نیز به آن دچار هستند) در نوشتن بالا ببرم.
    باتشکر از اینکه نوشته های بنده را ملاحظه فرمودید.

    1. سپاسگزارم جناب عصاران،
      امیدوارم که با خواندن پیوسته مقالات خوب و پشتکار در نوشتن مقالات استوار پیشرفت کنید. شادکام باشید

  2. سلام حضور استاد گرامی مطلع شدم که مدیر مسئول کتاب ماه یا فصل اخلاق شده اید براتون آرزوی موفقیت روز افزون می کنم و امیدوارم زودتر شاهد چاپ شماره ی اول باشیم

  3. سلام
    از وبلاگ تان همواره استفاده می کنم و از مطالب پربارش ملتذ می شوم
    عذر می خوام درصدد بودم از محضرتان بپرسم که اولین شماره مجله کتاب فصل اخلاق کی منتشر می شه؟
    آیا می توانیم مقاله ای برایتان بفرستیم؟ آیا ترجمه قبول می کنید؟ شرایط چاپ مقاله در مجله شما چیست؟
    با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما

    1. درود به شما،
      انشاالله در همین فصل منتشر خواهد شد. این فصلنامه پذیرای مقالاتی ست که در نقد و بررسی و تحلیل کتابهای اخلاقی و روانشناختی و علوم تربیتی منتشر میشود. خیر ترجمه پذیرفته نمیشود. مقالات علمی و انتقادی تالیفی پذیرفته میشود.

  4. جناب آقای دکتر اسلامی، استاد عزیز، سلام علیکم
    از بابت فرقت و فقدان ایام غیبوبیت، عذر تقصیر دارم.به امر خطیر رسالت نویسی و شرکت در فریضه اهم کنکور مشتغل بودیم!
    مقاله ی مطبوع شما را از منظر نظر گذراندم و تفصیلاً (اقلاً پس از این همه فراق جان فرسا بگذارید تا یک نوشته ی اساسی بنگاریم) مطالبی را عرض می کنم.
    در همین جا اشارت می کنم که برای آنکه نوشته ام از اطناب ممل در امان باشد، نقد خود را به صورت بخش بخش، در چند نظر(کامنت) می آورم.
    بخش نخست:
    از نظر این نگارنده، در منظر آن نگارنده(دکتر اسلامی) این امر مسجل و معین گشته که اصلی ترین راه آباد سازی زمین دنیای علم، نگارش مقالات علمی است، آنجا که می گویند:
    لازمه دانش آفرینی و کار عالمانه جدی، پرکاری و تلاش در جهت ایجاد میزان مناسبی از فراورده های علمی است.(صفحه ۱۰۷)
    و آنجا که می گویند:هسته مرکزی عمده رشته های علمی را افراد معدودی تشکیل می دهند که عموماً پر نویس بوده اند و با نوشته های بسیار خود ادبیات رشته خود را بسیار بارور و غنی ساخته اند.(چکیده،ص۱۰۵)
    دراین مدعا هیچ شکی نیست و هر انسان منصف و معتدلی، حداقل به گواهی تاریخ، آن را می پذیرد
    اما جالب آنجاست که نگارنده مصر است این کار غالباً در اقلیت اتفاق نمی افتد بلکه اکثریت خود موضوعیت دارد، به راستی چرا؟! به این کلام دقت کنید:
    پیش فرض این نوشته آن است که اصل بر نگارش درست و عالمانه است و چنین نگارشی هر چه بیشتر باشد، بهتر است و هر چه کمتر بدتر(صفحه۱۰۷)
    وی برای اثبات مدعای خود که پرکاری، منافاتی با عالمانه نویسی ندارد، دست به دامان بزرگان تاریخ می شود و با ماشین زمان در فراخنای تاریخ سیاحت می کند و قلاب استناد گر خویش را به دامان ارسطو، فارابی، ابن سینا، ابن عربی، آکویناس، والتون، و رشر چنگ افکن می کند.(ن.ک به چکیده ص۱۰۷)
    پس می توان نتیجه گرفت که از دیدگاه نگارنده محترم، اولاً، تولید علم تا حد زیادی وابسته به نگارش متن است آنجا که می گویند: پیش فرض این نوشته آن است که اصل بر نگارش درست و عالمانه است.
    ثانیا ایشان اشعار دارند که: لازمه دانش آفرینی و کار عالمانه جدی، پرکاری و تلاش در جهت ایجاد میزان مناسبی از فرآورده های علمی است.(لطفا خرده نگرید که بسته های علمی شامل درسهای شفاهی و غیره نیز می شود زیرا مشخص است که جناب اسلامی، به قرائن حالیه و مقالیه، مقصود و منظورشان از فرآورده های علمی، نگارش است) و در این عرصه پر کاری و پرنویسی(البته به سبک و سیاق عالمانه) را موجب رشد و شکوفایی علمی می دانند و بزرگان خفته ی سالیان دور را به جهت استناد در دادگاه تاریخ به جایگاه شهود آورده و به عنوان شاهد مثال از خواب گران بیدار می سازند و آنها را به صف می کشند.
    پس خواننده منصف به این نتیجه می رسد که اولاً نگارش در مسیر شکوفایی علمی شرط است، ثانیاً برای نیل به شکوفایی علمی، نباید در نگارش بخل ورزید و باید آن را با جدیت همت و جسارت عزم آمیخت و پشت سر هم نوشت و نوشت و نوشت و البته درست و فاضلانه هم نوشت.
    در اینجا دو اشکال عمده است یکم آنکه ایشان مستقیماً یا تلویحاً خواسته اند اقرار کنند یکی از اصلی ترین راه های نشر و گسترش دانش نگارش است در حالی که تنها راه نشر دانش و گسترش علم نوشتن نیست و حتی مهم ترین راه آن نیز نمی باشد.مخصوصا در دنیای امروز، می پرسید چرا؟ کافی ست به دنیای پیرامون خود نگاه بیندازید.عالم در سیطره رسانه های دیجیتال است که محتوای آموزشی آن الزاماً متن (text) نیست و فناوری اطلاعات عرصه ای نو در ارائه بسته های اطلاعاتی با محتوایی عملی، آموزشی، پژوهشی ، اطلاع رسانی، ادبی و هنری گشوده است.تعاملات علمی بشر تا بدانجا رشده کرده است که در بسیاری از دانشگاه های معروف دنیا از جمله استنفورد، ام آی تی ، هاروارد و خیلی های دیگر، مرسوم است که درس های استاد به صورت آنلاین یا آف لاین بر روی درگاه یا وبسایت آن دانشگاه قرار دارد و این شیوه به خیلی از مراکز دیگر از جلمه به ایران منقل شده است.
    سؤال اینجاست که این استاد ارزشمندی که ۱۰۰۰۰هزار کیلومتر آنسوی تر در حال تولید علم به صورت یک بسته محتوایی غیر متنی است، خدمت اش چه کام دارد از نگارش مقاله، اگر نگوییم مساوی یا بیشتر است؟! و چه ننگی بر دامن وی است اگر تا انتهای عمر ننگارد و صرفآً بسته های علمی در قالب لکچر تولید کند؟(این دقیقا یک سوال بود و استفهام انکاری نبود)
    ضمن آنکه سقراط حیکم هیچ مقاله و کتابی ننوشت، هر آنچه که هست، محفوظات شاگردان و یا تقریرات درس وی است. لطفاً مستشکلی ایراد نگیرد که؛ مهم این است که مطالب بزرگان و دانشمندان به رشته تقریر در آمده است پس مدعای جناب اسلامی مستقر می گردد چون در آن صورت جواب خواهم داد که: تقریر کردن از یک استاد، سوای نگارش مقاله ای است که نگارنده بر صدر ذیل کلام اشراف دارد و نظم علمی و منطقی بر نوشته اش حکمفرما است و آنرا تدون و ویرایش می نماید. ضمن آنکه خواهم گفت:تقریر را نیز می توان به کمک یک دستگاه ضبط صوت، در قالب صرفاً صدا انجام داد و به عنوان یک بسته علمی عرضه کرد(هر چند که در زمان مرحومین مذکوره، خبری از این آلات و ادوات که معروف به بوق شیطان هستند نبود!)
    همچنین شایان ذکر است که در همین ایران خودمان علمای ما که در شهر قم درس خارج می دهند، مطلب مورد نظرشان را به طلاب تقریر می کنند.ضمن آنکه بسیاری از کتب روایی ما امالی هستند و توسط معصوم املاء شده اند. وانگهی، کتابهایی که به دست پیامبران، اصفیاء، اولیاء و ائمه نوشته شده است بسیار کم است و محدود می شود به لوایح آسمانی و کتب مقدس ادیان غیر از اسلام و نگارش قرآن به خط امیر المؤمنین و نه حتی پیامبر(علیهم السلام) یا بنابر قولی نگارش کتاب مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه به دست امام ششم (که البته سندش ثابت شده نیست) یا رساله حقوقیه امام زین العابدین (علیه السلام).
    اشکال دوم اینکه جناب اسلامی فرموده باشند که: در برابر این انبوه مقالات بی حاصل، ادموند ال.گتیه، فیلسوف آمریکایی، تنها با یک مقاله سه صفحه ای خود به نام «آیا معرفت، باور صادق موجه است؟» که در سال ۱۹۶۳منتشر شد، توانست موجی در عرصه معرفت شناسی ایجاد کند و فیلسوفان متعدد را به چالش بکشد.از قضا وی پس از آن هم دیگر نوشته ای از خود منتشر نکرد.با این حال، این مقاله همچنان مورد استناد است و به نوشته ای تاریخی بدل شده است.
    سؤال من اینجاست که نگارنده ای که داعیه اش این است که شکوفایی علم منوط به نوشتن است آن هم نه هر نوشتنی بلکه نوشتنی عالمانه و ناقدانه و موشکافانه و می گوید در این راه هر چه بیشتر بنگارد بهتر است و هر چه کمتر بدتر، چگونه در مسیر مقاله اش خطایی فاحش مرتکب می شود و استدلال به فیلسوف آمریکایی، ادموند ال. گتیه می کند(حال اینکه، این فلسیوف کم نویس، با وجود خالی بودن گرده اش از نگارش چطور متصف و متصل به عنوان فلیسوفی گشته است خود پرسشی غامض است که باید نگارنده پاسخ دهد) و درصدد است تا بگوید عده ای پر نویس که تنها هنرشان صرفا سیاه کردن کاغذ است و به دنبال وجاهت علمی برای حیازت پست بالاتر یا مواهب مادی بیشتر یا عرض اندام و اظهار لحیه ای هستند کافی است نگاهی به یک مقاله سه صفحه ای با عنوان “آیا معرفت باور صادق موجه است” بیندازند تا بل اسباب شرمندگی خود از زیاده گویی و بی ثمرپراکنی، حاصلشان آید.غافل از آنکه نگارنده بی آنکه بداند استدلالی را برای اسکات خصم مطرح ساخته است که خود مبدل به خودشکنی حیرت افزا گشته است.چگونه است که جناب دکتر اسلامی بیشتر نویسی را به می دانند و کمتر نویسی را ذم می کنند حالی آنکه خود به گتیه ای متوسل می گردند که بنابر قول خود نگارنده (البته در مقاله ای دیگر) “از قضا وی پس از آن هم دیگر نوشته ای از خود منتشر نکرد”.
    البته خواننده آگاه متلفت است که گتیه پس از آن مقاله نه ریق رحمت را سر کشیده است و نه خدای ناکرده در دست اش خللی ایجاد گشته است ضمن آنکه به هدر دلیل که گتیه در نگارش کم کاری کرده باشد، به فرموده دکتر اسلامی و از دید ایشان می توان اورا مستحق سرزنش دانست که علم فروزان و فراوان خود را از محضر بشریت دریغ داشته است. چه شد که دیگر گتیه عالم علم را متحول نساخت و فیلسوفان دیگر را به چالش نکشید؟ آیا کم نویسی گتیه از منظر دکتر اسلامی وجهه اورا مخدوش می کند؟
    هذا تمام الکلام فی هذا المبحث!

    1. از مشارکت شما سپاسگزارم. فقط دو نکته را بگویم. یک با استقرای ناقص نه مطلبی اثبات و نه ادعاسس ابطال میشود. با کار گتیه اشنا هستم و سر کلاس هم بارها گفته ام. اما چند گتیه داریم که با مقالات دو سه صفحه ای کاری کرده باشند. پیامیران و امامان و کتابهای اسمانی تخصصا از بحث من خارج هسستند.

      1. بزرگوار ارجمند، بنده درصدد آن نبودم که پیامبران و اولیاء را کتاب نویس معرفی کنم.صرفاً در صدد آن بودم که بگویم این گونه نیست که یگانه راه نشر علم(حال این علم صبغه ی دینی داشته باشد یا هر عنوان دیگری)، صرفاً نگاشتن متون به دست صاحب رأی باشد حتی اثبات اینکه در عصر حاضر، نگاشتن، مهمترین روش نشر علم است نیازمند تحدید موضوع و اثبات آن است.
        اما آنچه از همه این مطالب مهمتر است اینکه ما به خاطر علاقه وافری که به جناب دکتر اسلامی داریم فرصت نسبتاً موسعی را برای مرور ابحاث ایشان و نوشتن نقد بر آنها خرج می کنیم.این سرمایه می تواند در جاهای دیگر مبذول گردد اما نقد را بهانه می کنیم تا در این تارنما، دیداری با استاد خود تازه کنیم و حداقل انتظارمان این است که در تارنمایی که رسالت اش دغدغه های اخلاق و دین است لااقل جواب سلام خود را پس بگیریم و یک احوالپرسی کوچک بشنویم.
        همه چیز که مسائل علمی و پژوهشی و مشارکت در ابحاث نیست. در هر حال این شعر سعدی را به ساحت استاد عزیزم تقدیم می کنم:
        همه غم های جهان هیچ اثر می نکند در من از بس که به دیدار عزیزت شادم

  5. سلام
    ظاهرا کوتاهی و اشکال، فقط در نسخه چاپی نبوده است. در وب‌سایت مجله هم که لینک مقاله‌ها را برای دریافت پی‌دی‌اف گذاشته‌اند، وقتی روی مقاله شما کلیک می‌کنم مقاله قبلی دریافت می‌شود و معلوم نیست پی‌دف‌اف مقاله شما کجاست!
    خودتان امتحان کنید:
    http://sccr.ir/Pages/?current=news&gid=9&Sel=714532
    اما در نورمگز درست است و فایل کامل ارائه شده است:
    http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/1050590/%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF%DB%8C
    با احترام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Current day month ye@r *